((...S&p...))
من در جمع دوستان پسر و دختر و خانواده های محترمشان در اجرای ترانه عروسک در شبانگاه 29 دسامبر. عکس از سرای محله
((...S&p...))
من شکایت دارم...من شکایت دارم..که چرا هست زمین در دوران...من شکایت دارم....که چرا هست زمان در گذران...من شکایت دارم...که به پنجولک روباه طبیعت زده اند چنگ...تنم سنگ و دلم تنگ برای لب یک جام و دلم بوم هزار رنگ...من شکایت دارم...که چرا از قفس سرخ مصیبت خواندن...به رضایت نرسم...که به ارضای حیات نف و ناف بشری...بشر مفتخری...که به خود میبالد...به تنش میمالد..آتش سرخ غضب...از سر المیزانی... شعر از روباه
((...S&p...))
روزگار مرغان بی پروبال...روزگار نسل بی حس وحال...روزگار چت واینترنت و صدها کاذب...روزگار خر مشکی و جماع کاتب...روزگار من درویش و بساط سادگی...روزگار تیغ و عطر و صد دل و دلدادگی...روزگار پسران بی زن...روزگار زن و زنبازی و صدها گل زن...روزگار عطر نایک و نونه ناپاک و گل بی رنگ وبو...روزگار عطر جوراب فقیران دو رو...ای کمک من ننه ام بیمار است...پدرم بر سر آفتوبه نمد پا مالست..ای کمک من شده ام هرز ترین دختر شهر...ای کمک...ای کودک...بدهم بادکنک؟ تا کمی باد کنی بلکه خدا خواست یهو بترکم...بترکم..بترکم.. شعر از س.پ..معروف به روباه
((...S&p...))
دیدگاه غیر فعال میشود یک ضد حال...یعنی این شخص نگارنده ندارد حس وحال! ما که از اصل همین سوز و نوشته خسته ایم...پس چرا قفلی زدی بر این نوشته در خیال؟!؟!؟!؟!
((...S&p...))
آقای فوکس...آقای فوکس...چرا باید از نقاب یک روباه استفاده کرد در چنین سایت اجتماعی؟؟؟ خب...این میتونه یک پوشش باشه...شاید فرد پشته پوشش برای خیلی ها آشنا باشه...آقای فوکس!!! یعنی شما مشهور هستید؟؟ نه...شایدم آره...خب...شایدم یک وجه انسان گریز قرن 21 من رو گرفته...شایدم...از جنس مخالف دوری میکنم...چی؟؟؟؟آقای فوکس شما همجنس بازین؟؟؟نهههههههههه!!! خدا به دور...من از روباه نر متنفرم...خب حالا یه سری دوست دارم ولی اونها سمورو گور کن و آفتاب پرستن...نه روباه نری در زندگی من نیست...آقای فوکس! یکی از کاربرای دنبالر میگه هدفت چیه از این مطالب سرد و ترسناک...و البته بی شرم و حیا...؟ خب مطالب من آموزنده است...تلخ و درد ناک و مضحکه...ولی پر از معانی ادبی و سرشار از ویتامین ٍث هست....خخخخخ!
((...S&p...))
عجب حکایتی شده دنیای خر سیاه....چه نوشته های بی معنایی ...کاتبان قاطرانند...فاحشه های ما حالا باکره مینویسند...دزدی هم دگر افتخاری شده...پارسال بهار دسته جمعی شده امسال زمستون تو خونه مسعود و فریدون!!! عجب داستانی شده داستان [!]ی و جماع نیمه شب...او ه اوه!!!پسرم!! پسر گلم!!! ننه چرا جلو بیرجامه خیس شده...؟ بیخیال ننه اشک چشمه..دیگه این روزگار لارگو هم به کار ما نمیاد....عجب تلخ و بی شرم و حیا!!! قی کن و تف کن تو صورت شیش تیغ نونوای محل نون گرونه پدر سوخت...قلیون چقد میکشی تو!!!ه
((...S&p...))
ای فلک در گذر سال نگهبانم باش...ای فدک ملک جهاز نازنین یارم باش