یا علی موسی الرضا میشه به من نگاه کنی؟...اونقده رضا میگم تا دردمو دعوا کنی...تو غریبی و منم غریبم اما چی میشه...این دل غریبه رو باخودت آشنا کنی... عجل الولیک الفرج...خدایا ظهور سرورمان مهدی تعجیل بفرما...سلاح ما آماده...دشمن به صف ایستاده...ظهور فرمانده ما مهدی میسر فرما
سلام و درود به اون عزیزان شب نشین اهل قلیون و تنقلات...سلام به پسرای مشتی سایت که شب با رفیقشون میشینن تو حیاط یا یه جای باصفا و تو سکوت مردونه درد و دل میکنن...سلام به حنجره گرفته هر چی پسره تک پر و بدون دوست دختر و غیره تو سایته...سلام به وجود مرد پسری که شکوندن دلشو ولی علی وار دل کسی رو نشکوند...سلام به مردای تنهای شب!!!! (سلام..سلام...سلام..سلام مرد مست...کی بود چرا قلب و دلت رو شکست؟...سلام سلام سلام سلام دلبری...غسه نخور اگه میره گلپری...سلام سلام خسته دل نا امید...خدا خودش عطر امید و دمید...)از س.پ
وقتی دلت گرفت...وقتی حال نداشتی...وقتی حوصله نداشتی...وقتی احساس تنهایی کردی...دعا خوندی نمیدونم تی وی دیدی زنگ زدی با دوستات حرف زدی حالت خوب نشد!!! سریع میری یه موزیک شاد از اندی میزاری: تو گل بندیری...آره آره والا...و...! اگه جواب نداد...تف کن تو عکس من تو مانیتور!!! البته باید یه خورده ورزشم کنی دیگه....
سلام امشب من به همه کسانی که در سیستم آموزش و پرورش ایران تحصیل میکنند! حتی تجدیدی ها! یا شبانه ها! ولی خداییش همتون سرکارید چون وقتی میرید دانشگاه همه رو از اول میخونین! پس زیاد فشار نیارین به خودتون!!!
نامش صادق بود...از دوستانی که داشتم...هیچ نمیخواستم اول صبحی ریخت معنویش را ببینم...خالی بند بود...میگفت تو محله ما طلبهای حوزه همه شش تیغ میگردن...دیروز کوکاکولای بی رنگ خوردم...نمره عینک من صفر هست...لپ تابم یه سره شده...و...داستانهای صادق خالی بند ما شده بود پر از پارادوکس... روز گرمی بود...از صبح سر کار...دانشگاه و دعوا با تعمیر کار ماشین و...دگ خسته خسته...ساعت 8 اس ام اس اومد به گوشیم...صادقم...داداش بیا برای بار آخر ببینمت...فحش نثارش کردم...اس داد...دوست دارم داداش...فردا ساعت 8 صبح صادق آل عبایی کنار قبر عموی شهیدش خاک شد...به خاطر بیماری سرطان پروستاتش که حاد بود...صادق آل عبایی رفت و آموختم که پارادکس من بودم...که صادق همه مدت از سر فرار بیماری پارادوکس بار من میکرد تا ندانم و قصه نخورم...صادق داداشم دلم برات تنگ شده...منو ببخش... با اشک در چشم...تقدیم به خواهر و برادر صادق آل عبایی عزیزم. از طرف سعید پورجعفری.
همیشه پستهای تک تک شمارو میخونم...حتی دیدگاه های شما...شاید اینجوری شما متوجه نمیشید که من پست شمارو خوندم...شاید قابل هضم نباشه...همیشه تو مسئله ای که در توانم نیست براش نظری بدم از زدن لایک خوداری میکنم..لایک یعنی تحسین نوشته...نه نویسنده...همه شما عزیزانو لایک کاربری کردم. به فرناز خانم
عروسک قشنگ من قرمز پوشیده...تو رخت خواب مخمل آبی خوابیده...عروسک قشنگ من استقلالی نیست! وقتی که از خواب پا میشه چشماش آبی نیست...بابا جونم طرفدار علی پروینه...روز بازی میره تو فکر...فکرش چنینه...اگه ما 6 تا بزنیم امیر چی میگه؟ شلوار آبیش سوراخه کارش همینه...عروسک من...چشماتو باز کن..وقته بازیه...بیب بیب هورا کن! از س.پ با اقتباس از کاربری فرناز خانم
بابرادر زاده ام رفته بودیم بیرون...حوالی میدان ونک گشت ارشاد گرفت...هی گفتم من عموشم...یارو افسره گفت آره..حتما!!! برادر زاده من هم هی گریه میکرد...هیچی رفتیم گاندی...اونجا معلوم شد...جناب سرهنگ از اونجا با ما رفیقه هنوز...
کاربر گرامی خانم مهلا سلام و علیکم. اینجانب س.پ به خاطر دیدگاه چند روز پیشم در مورد تیم استقلال که باعث ناراحتی شما شده و شمارو عصبانی کرد از شما و دیگر دوستان عزیز حامی این باشگاه زادگاه عزیزم تهران معذرت و تقاضای بخشش میکنم... چو ایران نباشد تن من مباد! آین گل تقدیم به شما و تمامی کسانی که از من دلخورن...از خداوند بخشنده و بخشایشگر برای شما شادی و سلامتی در کانون گرم خانواده محترمتون خواستارم.شب خوب و خوشی رو برای همگی خواستارم امیدوارم این معذرت خواهی به گوش شما برسد...س.پ
سلام من به تو سالار هستی...نمیدانم کجا بی من نشستی...سلام من به رسم ساز سرباز...که در صبحگاه به نازت میکند ساز...سلام من به تو یار صمیمی...اخا ادرک اخا گوی قدیمی...سلام من به همراه گل یاس...به تو ای شبنم و عطر گل یاس...از..س.پ با صدای گرفته که در نمیاد به همه کاربرای سایت.
i wana to say you...i never love other feamle person...i wana to saye you...i love you very much...but...but...i cant searching you....i dont know where are you...i dont know you are alone all of time or get new life....im sad...babye back to me...im alone