ما آدم هایی هستیم که اگر با نزدیک ترین کسمون تو یه جامعه مجازی با نام های مستعار ثبت نام کنیم، اینقدر از هم فاصله داریم که همدیگه رو هیچ وقت نخواهیم شناخت...
حالا که تو رفتهیی میفهمم دستهای تو بود که به نان طعم میداد.......... پنیر را به سفیدی برف میکرد و روز میآمد و سر راهش با ما مینشست.......... ـ حالا که تو رفتهیی و ملال غروبی نان را قاچ میکند................. و برگ درختان به بهانه پاییز ناپدید میشوند................ شمس لنگرودی
#بعضیا اشتباهی وارد یه #رابطه میشن:>>>{ و یا #سعی_میکنن یه رابطه رو ایجاد کنند}/ دلیل #شکست خوردن #بیشتر_رابطه_ها هم اینه که:>>>>{ خیلیا نمیدونن دارن وارد یه جاده میشن که ممکنه توش #مشکلات_کوچیک_و_بزرگ زیادی باشه/ ولی انتهاش میرسه به عشق و خیلی چیزای دیگه نه همون #اولش ......}/ به خاطر همین اوایل هر رابطه ای اینقدر خوبه که لیلی و مجنون رو به یادمون میندازه.../ یه مدت که گذشت تازه خود واقعی خودشون رو نشون میدن...!!!! تازه میفهمیم که طرف مقابلمون به درد #خاله_بازی هم نمیخوره چه برسه به این که بخواد همسفرمون باشه/ اونموقس که:>>>>{ باید بهش بگی: (عزیزم برو یه گوشه بشین یه نقاشی خوشگل بکش تا من بیام چون #کارگردانی یه زندگی اصلا بهت نمیاد و یه کم بیشتر از خیلی #از_سرت_زیادیه...!!)}
زندگی میکنم... حتی اگر بهترینهایم را از دست بدهم!!!چون این زندگی کردن است که بهترینهای دیگر را برایم میسازد,,بگذار هر چه از دست میرود برود؛من آن را می خواهم که به التماس آلوده نباشد,,,حتی زندگی را...!!