چونكه با من اينگونه سخن آغاز كرد
ديده ها ي دل من از خودش پر راز كرد
گفت سنگم نه براي شكستن ، كه صبور
من همانم كه نگاهم تا خدا پرواز كرد
... باور كن منم به طبع كارم همينم
دلم يك سبد شقايق وحشي از نگاهت را ميخواهد ... دلم داغ بوسه هاي آخرين ديدارت را ميخواهد ... دلم در ليله الرغائب عشق را ميخواست .... و در شب قدر تقدير تكرارت را ميخواهد ... دلم فقط تو را تا ابديت ميخواهد ...گمنام
اگر تو نيايي ... چه كسي كودك دلم را كه ديرگاهي ست ....در كوچه پس كوچه هاي تاريكِ تنهايي و بي كسي ...گم شده و در به در به دنبال دو چشم آشنا مي گردد ... پيدا کند
@❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁گلِ سرخ #تنها بود ... خارها اسیرش کرده بودند ... امیدش به رهگذری بود که از آنجا می گذشت ... نمی دانست ... دست هایی برایِ چیدن ... یعنی مرگ ...
همیشه سعی کن واسه دل خودت زندگی کنی نه واسه چشمای دیگران . . . !
از آدمها در حد توانشون بخواین نه در حد نیازتون !
بذارین آدمها اونی که هستن بمونن . . .