چه خوبه گاهی وایسیم.... سرمونو برگردونیم و اطرافمونو ببینیم.... چشمامونا باز کنیم..... اینارو ببین....این بچه هام مال همین کشورن....بچه های همین آب و خاکن.....بچه هایی که هیچ آدم بزرگی هم نمیتونه درد سرنگاشونو تحمل کنه....دردهایی که اون آخرا دیگه مورفینم ساکتش نمیکنه... فکر نمیکنم غمات تا این اندازه بزرگ باشه... تا این اندازه تو زندگیت رنج کشیده باشی... با هزار تومن چیکار میشه کرد.......؟ خب من بهت میگم خیلی کارا....کافیه ماهی هزار تومن...فقط هزار تومن به شکرانه ی سلامتیت به محک کمک کنی.... اونوقت میبینی که با هزار تومن خیلی کارا میشه کرد..بیا حالا که نمیتونیم سلامتیشونو بهشون برگردونیم نشون بدیم که دوستشون داریم.... لینک سایت محک رو برات میذارم...تا اگه خواستی تو هم تو این کار شریک بشی و قدمی برداری... باز نشر کنی ممنونت میشم....دلم میخواد همه ی بچه های #دنبالـــر اینو ببینن.... ببینم چیکار میکنیناااا.....
در یک چهارراه / که آدرسش اهمیتی ندارد/ یک دختر که اسمش را کاری نداریم ../ به چراغ قرمز عابر پیاده رسید و ایستاد و منتظر ماند و نرفت/ مردانی که به سطح فرهنگشان کاری نداریم / از کنار دختر که لباسش در قصه ما نقشی ندارد/ به خیابانی که تعداد ماشین هایش را بیخیال می شویم/ وارد می شدند چراغ قرمز و ترافیک بود و کسی نمی ایستاد / یک انگشت توهین آمیز چند آرنج خشن چند صد کلمهی تحقیر کننده با پیکر دختر برخورد کرد /از کشوری که اسمش را نمی بریم از مردمی /که نامهایشان را فراموش می کنیم از آیینی که نقشش را در این حادثه انکار می کنیم/ دخترک بیزار بود ...
دخترک بیزار بود از مردانی که به سطح فرهنگشان کاری نداریم...و یا شاید بیزار از دخترانی که مسبب این چنین بینش مردان آن سرزمین شدند..میزان تقصیر شاید در قصه ما نقشی ندارد..چراغ قرمز را بیخیال ما مردان و زنان این سرزمین هر دو از خط قرمز فرهنگ خویش رد شده ایم انگار...
· اونـایی که می گن یه زمـانـی ما عـاشــق هم بودیم اشتبـاه می کنن ، اون عـشــق نبود اون عــادت به دوســت داشتن بود ... عشــق تاریخ انقـضاء نـــداره .../.