پسر ِ جوونی که پاهاش از #زانو قطع شده بود و رو ویلچر داشت میرفت ، واسه به دست آوردن ِ یه #لقمه ِ نون ِحلال امروز صبح ، چشمای ِ هر #عابری رو به طرف ِ خودش میکشوند ... بعد ما ها سالم و قبراق از عشق ِ نداشته و #تنهایی و #کمبود-های زندگی می نالیم ... #خدایا یکم صبر ، یکم #قناعت و سلامتی ِ #عقل نصیب ِ مون کن .!.!.!
نوايش دايم در گوشم ميپيچد...صدايش دايم در گوشم زمزمه ميشود...انگار همين الان همينجا دارد ميگويد...يك روز به ديدنت مي آيم...يك روز كه اين فاصله ها بگذارند...
زندگی میکنی ولی در واقع مرده ای آدم ها می آیند...زندگی میکنند...می میرند و می روند. اما... فاجعه ی زندگی تو آن هنگام آغاز می شود که آدمی می رود...اما نمی میرد!! می ماند ... نبودنش در بودن تو چنان ته نشین می شود...که تو می میری! در حالی که زنده ای!!
یه دختر تو تراس رو به رویی ، یه شالِ سبزُ هر روز می تکونه
یه شال سبزِ ساده که غروبا پر از خاکسترِ آتشفشونه
پر از خاکستر آرزوهایی که هر روز توی قلبش گُر می گیرن
پر از خاکستر خوابای خوبی که هر شب تو نگاهِ اون می میرن
همین چند وقت پیش رؤیاشُ توی خیابون بی بهانه سر بریدن
همیشه راه پروازشُ بستن، همیشه رو خیالش خط کشیدن
به دیوارِ اتاقش چندتا عکسه: هدایت، کافکا، فرخ زاد و مایکل
یه عکسِ خاتمی، چندتا مدونا، یه عکسِ تام کروز، یه عکسِ فیدل
همه ش دنبال قهرمان می گرده، میون شاعرا، آوازه خونا
براش مرده و زنده فرق نداره، سیاست بازا، پیرا و جوونا
نمی دونه که تنها توی آینه باید دنبال قهرمان بگرده
هنوز باور نداره که با دستاش جهانی می شه ساخت بی ظلم و برده
یه دختر تو تراس رو به رویی، شبا کنسرتِ فریادش به راهه
صداش می گیره از بس غصه داره، نمی شه دیدش از بس شب سیاهه
ولی زنگ صداش می پیچه هر شب، تو شهری که چراغاش رنگ خونن
دیگه چند وقته که حتا چراغِ چهارراها می ترسن سبز بمونن
می خواد یادِ تموم شهر بمونه بهاری که یکی برگاشُ دزدید
درختی که قرنطینه شد آخر، تو فصلی که زمین برعکس می چرخید
صداش لبریز حرفای نگفته اس، سرش لبریز صد آتشفشونه
یه دختر تو تراس رو به رویی ، یه شالِ سبزُ هر روز می تکونه
آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم،دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟ بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند؟ طریقت بجز خدمت خلق نیست به تسبیح و سجاده و دلق نیست