شَـہ ـرامـ ـ
روی قله ِ یه کوه یا تپه دستات رو باز می کنی و چشتات رو میبندی ، باد سردی به صورتت می خوره و حس پرواز بهت دست میده ...واقعا حسی وصف ناپذیره ...
شَـہ ـرامـ ـ
عاشق ِ خش خش برگ های خشک شده با صدای کلاغ ها توی ی ِ عصر با ابرهای تیره !
شَـہ ـرامـ ـ
شایدآن روزکه سهراب نوشت تاشقایق هست زندگی بایدکردخبرازدل پردرد گل یاس نداشت،بایداین جورنوشت"هرگلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس ،زندگی اجبار است زندگی بایدکرد"
شَـہ ـرامـ ـ
مثل گشت ِ ارشاد چشت دنبال ناموس مردمه !
شَـہ ـرامـ ـ
و خداوند زمین و آسمان را آفرید .....و ساخت بقیه ی چیزا رو به چین واگذار کرد .!
شَـہ ـرامـ ـ
اگـه دردی هـمــ نـبـاشـه ِ غـمــ هـمـیـشـه هـسـتـ , جـزء از وجـود مـاسـتــ...
صدرصد شهی
باید تو اصن مدیریت تو ژنتِ

14 سال و 8 ماه و 22 روز و 10 ساعت و 23 دقيقه قبل