من خیر سرم خسته بودم رفتم ساعت 9بخوابم مامان اومد دستشو گذاشت رو سرم میگه :سرما خوردی تب داری بابام اومد میگه: تو دانشگاه اتفاقی اوفتاده بعد به این نتیجه رسیدم نخوابیدن بهتر از خوابیدنه همون آخر شب بخوابم بهتره اصن زود خوابیدن بهم نیومده
شب های پنچ شنبه لامصب اين دخترا تو قليون سرا بلوار انزلی همچين حلقه ميدن كه من و بابام دو نفری بلد نيستيم به اينا ميگن زن زندگی از هر انگشتشون يه هنر ميباره
#خدایا.................ببین میخوام باهات راحت باشم..............دنیا اومدنمون که دست خودمون نبود...............بیا ورفتنمونو بسپار به خودمون.......................
اَ
من که یک ساعت قبلش بیدار میشم نیم ساعته هم حاظر میشمُ صبحانه هم میخورم
تازه اگه استادِ ازین استاد الکیا باشن که درسشون مهم نباشه نیم ساعت قبل کلاس بیدار میشم
بر پا نکن در دل ِ من آشوب دیگری ..
13 سال و 4 ماه و 26 روز و 1 ساعت و 38 دقيقه قبل: )
13 سال و 4 ماه و 26 روز و 1 ساعت و 36 دقيقه قبل

13 سال و 4 ماه و 26 روز و 1 ساعت و 35 دقيقه قبل

13 سال و 4 ماه و 26 روز و 1 ساعت و 21 دقيقه قبللایک پروفایل شدی
12 سال و 11 ماه و 17 روز و 23 دقيقه قبل