منُ ببرین یه جای دور ...دور از همه ی آدمایی که میشناسم . دریا هم باشه . مثلا کیش هم باشه . زیادم گرم نباشه ؛ یه خونه ویلایی هم داشته باشم ...رو بروش دریا معلوم باشه.دیگه از دار دنیا هیچی نمی خوام
کلا وقتی امکانات تو دست و بالمون هست ازش متنفریم . اما دریغ از اینکه به یه چی دسترسی نداشته باشیم ، اون وقت آرزوشو به دنبال میکشیم. من موندم خدا چرا اینا رو همسنگ نکرده با هم
امرو نشستم تو تاکسی مرده گفت میشه با تلفنتون یه زنگ بزنم ، من اون لحظه خیلی به نظر زرنگ اومدم از نظر خودم که گفتم بگید شماره تونو بگیرم گفت ، گرفتم موبایل خودش زنگ خورد.... پیاده شد دود از کله ی ابلهم بلند شد .....یعنیا....منو میگی از سادگیم
یه بار با هیروز طالقانی تا برج کامران رو با 4 تا از بچه ها و یه تابلو رفتیم!!! میدونم چی شده پس!! خوب شد من نبودم وگرنه8 باید به همه توضیح میدادم که من با این جمع نیستم
یک دفعه یادمه اینترنت 3-4 روز قطع بود توی اون مدت دوتا کتاب خوندم چهارتا فیلم دیدم به کارهای عقب افتاده رسیدم اتاقمو مرتب کردم به کلی دوست و فامیل زنگ زدم چند ساعت رفتم کتابخونه یک گردش ملس یک روزهای با دوستام ok کردم اگه اینترنت همچنان قطع می موند، من بالاخره باعث افتخار خانواده می شدم..
چرا ؟
14 سال و 4 ماه و 8 روز و 19 ساعت و 25 دقيقه قبلترانه بود همینجورکی
14 سال و 4 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 54 دقيقه قبل
14 سال و 4 ماه و 7 روز و 2 ساعت و 19 دقيقه قبل