سحـــر خاتـــون
آیا؟...عشق همونیه که بدونی نمیشه...اما نتونی ترکش کنی؟؟؟...
سحـــر خاتـــون
مهربون بیمعرفت عزیزم...میدونم که یادت نیست چجوری با شیطنتات یواش یواش پا تو دلم گذاشتی...یادت نیست که چجوری زدی داغونم کردی...الان دیگه فکر کنم خودمم یادت نیست...
سحـــر خاتـــون
همه چی دست به دست هم دادن که نتونم فراموشت کنم...حتی این عکس...منو یاد روزایی میندازه که فقط دوست بودیم...دوستانه همدیگه رو دوست داشتم...نه جور دیگه ای...پارسال همین موقع ها...میدونم که یادت نیست...
سحـــر خاتـــون
بی معرفت دوست داشتنی من...نمیدونی چقد دلم برات تنگ شده...کاری به حرفای مزخرف دیگران ندارم...من...الان...فقط...تو رو میخوام و بس...همین...
سحـــر خاتـــون
مهم نیست چند روزه که بی تو گذشته...مهم اینه که این چند روز "بی تو" گذشته...
سحـــر خاتـــون
همیشه وقتی میخوای به روت نیاری و بزنی به اون راه...درست موقعی که دلتو زدی به دریا که فراموش کنی...یه خواب...یه خیابون...یه اسم آشنا...حتی سردی هوا...همه و همه دست به دست هم میدن و شروع میکنن به یادآوری خاطره هات...حالا هرچقدر میخواد این خاطره ها کم باشه...به هرحال هست...
سحـــر خاتـــون
بعضی وقتا که میای...سر روی شونم میذاری...تموم غصه ها رو از دل من برمیداری...اما این فقط یه خوابه خواب پشت پنجره...وقت بیداری بازم غم میشینه تو حنجره...
سحـــر خاتـــون
دلم تنگ است دلم براي دستهاي تو تنگ شده دلم براي آغوش تو تنگ شده دلم براي بوسه هاي تو تنگ شده دلم براي رويايي كه تو را داشت تنگ شده دلم برايت تنگ شده ...
سحـــر خاتـــون
دست دراز می کنم به سوی تو و از تو می خواهم. خسته و وامانده دست شسته از همه چیز و همه کس همه کس همه کس نه نمی توانی مرا رد کنی نمی توانی به من بگویی نمی شود. چون من به جز تو کسی ندارم. به جز تو چه کسی می تواند به من پاسخ دهد اصلا من چه کس دیگری را می شناسم.