سحـــر خاتـــون
آدم ها آن قدر زود عوض می شوند.. آن قدر زود ... که تو فرصت نمی کنی ... ... به ساعتت نگاهی بیندازی و ببینی چند دقیقه فاصله میان دوستی ها تا دشمنی هاست
سحـــر خاتـــون
سلامی از دلی تنها دلی آکنده از غمها گهی بی بار ، گهی بی یار گهی از عاشقی بیزار... گهی گریان ، گهی خندان گهی رنجیده از یاران
سحـــر خاتـــون
- از که پنهان کنم این راز دل خسته خویش؟ از نسيمی که پیام آور توست ؟ از بهاری که مرا رسوا ساخت ؟ از خدائی که خودش می داند ؟ عشق وحشی تر از آن است که پنهان ماند.....
سحـــر خاتـــون
اون موقع ها ، بچه که بودیم، بچه ی معصومی بودیم ... الان سن و سالمون رفته بالا ولی ... بزرﮒ که نشدیم هیچ، ... دیگه حالا همون بچه ی معصوم و دوست داشتنی هم نیستیم... از اینور مونده از اونور رونده
سحـــر خاتـــون
خداوندا !!!!!!!!! قرارم باش ، یارم باش ، جهان تاریکی محض است !!!!!!!!!!!!!!!!! میترسم ، کنارم باش ................
سحـــر خاتـــون
معتادِ تو بودم..... آنقدر خُمارم گذاشتی که ترکت کردم... به سلامتي اووني كه نمي زارتت تو خماري...
سحـــر خاتـــون
تو رفتهای من ماندهام و این طوطیِ دروغگوو! که هِی تکرار میکند: دوستت دارم، دوستت دارم
سحـــر خاتـــون
آدم است دیگر...هر چقدر هم قوی و مستقل باشد ، گاهی دلش می خواهد به یکی تکیه کند .. گاهی دلش یک آغوش بی دغدغه میخواهـــــد .. گاهی میخواهد یکی دلتنگش شود ، ... یکی باشد که نگرانش شود ، عزیزم صدایش بزند .. آدم است دیگر
سحـــر خاتـــون
میدونی؟!
هی دل بدی و دل بکنی
میشه مثل اون چسب زخمی
...
که یه بار از روی زخم برش داشتی
دیگه بعیده بچسبه
اونوقته که هم زخمه عریونه
هم جای چسبه
سحـــر خاتـــون
هرکی خوابه خوش به حالش...ما به بیداری دچاریم.....................
سحـــر خاتـــون
اگه یه روز ...بگم از این حکایت...که به تو...کردم عادت........دلم پیش دلت مونده تو زندون رفاقت........................
سحـــر خاتـــون
کاشکی تو لحظه ی آخر ...عشقو تو نگام میخوندی.............
سحـــر خاتـــون
من چه کردم با دل تو .............