سحـــر خاتـــون
امروز یکی بهم گفت فراموشت کنم. خندم گرفت... اما گریه کردم! فهمیدم نمی دونه چه غمه بزرگی تو دلمه. ندیده بود قلبم شکسته. ندیده بود گل عشقی رو که هر روز با گریه هام سیرابش میکنم هنوز پژمرده نشده. هیچی نگفتم ولی چشمام همه چی رو گفته بودن...
سحـــر خاتـــون
این روزا دیگه حتی اگه نور امید رو ببینم بی تفاوت از کنارش رد میشم
سحـــر خاتـــون
قیافه ها آشنا... ماشینا مشابه... اسما یکی... صداها که دیگه هیچی..................
سحـــر خاتـــون
قسمت دادم... با بغض: جوون من تنهام نذار...تورو خدا پیشم بمون.....نمیدونی چقد دوستت دارم... نمیدونم چرا نمیتونم فراموشت کنم...هیچی نگفت و رفت..............
سحـــر خاتـــون
باورت میشود؟منی که مهربان ترین بودم و همیشه بهار معنای لبخند هایم بود. حالا از لذت نفرین سخن میگویم....چه کمالی از خود برایم به جا گذاشته ای..هم نشین...
سحـــر خاتـــون
یواش یواش برو دیدگاه... همش درد دله.... کپیه ولی حرف منه یه جورایی
سحـــر خاتـــون
سهم “مـــــــــــــن” از “تـــــــــــــــو” عشق نیست ، ذوق نیست ، اشتیاق نیست... همان دلتنگی بی پایانی ست که روزها دیوانه ام می کند و شبا مرا میکشد...
سحـــر خاتـــون
اونقدر دوستت دارم که بعضی وقتا یادم میره تو دوستم نداری... اونقدر بهت فکر میکنم که بعضی شبا فراموش میکنم تو به یادم نیستی............
سحـــر خاتـــون
الهی! من نه آنم که زفیض نگهت چشم بپوشم ... نه تو آنی که گدا را ننوازی ... به نگاهی باز کن در ... که جز این خانه مرا نیست پناهی ..