سحـــر خاتـــون
یاد سهراب بخیر آن سپهری كه تا لحظه خاموشی گفت : تو مرا یاد كنی یا نكنی من به یادت هستم؛ آرزویم همه سرسبزی توست ...
سحـــر خاتـــون
هیچ کس با من نیست... مانده ام تا به چه اندیشه کنم... در قفس می خوانم... ... چه غریبانه شبی است... شب تنهایی من . . .
سحـــر خاتـــون
تو اون شام مهتاب کنارم نشستی...عجب شاخه گل وار به پایم شکستی...قلم زد نگاهت به نقش آفرینی...که صورتگری را نبود این چنینی
سحـــر خاتـــون
فلسفه ماه های سال در ایران باستان
سحـــر خاتـــون
ما راه می رفتیم و زندگی، نشستن بود ما می دویدیم و زندگی، راه رفتن بود ما می خوابیدیم و زندگی، دویدن بود !!
سحـــر خاتـــون
آخ آخ!!!قلبم باز تیر کشید!
سحـــر خاتـــون
می دانی روزهای ابری و سیاه ماندگار نیستند باران که بیاید همه چیز را میشوید و میبرد ...باران که بیاید ابرهای سیاه میروند رنگین کمان میشود و طراوات باران میماند یادت باشد ماه پشت ابر ماندگار نیست.....
سحـــر خاتـــون
هنوز هم وقتی به تو فکر می کنم باران می آید................................ ... هوای احساسم عجیب گرفته است............... دلم بد جور گیر است چه فرق می کند........................... غروب جمعه باشد یا عصر یک روز تعطیل؟ بی تو تمام روزها دلگیرند!!!
سحـــر خاتـــون
من آدمی رو میشناسم که از فرط دلتنگی به کما رفته حرف میزنه... راه میره... میخنده... اما هیچی حس نمیکنه هیچی