سحـــر خاتـــون
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم.گرچه در خویش شکستیم صدایی نکنیم.پر پروانه شکستن هنر انسان نیست.گرشکستیم ز غفلت منو مایی نکنیم.یادمان باشد اگرشاخه گلی را چیدیم.وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم.یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد.طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم...!!!
سحـــر خاتـــون
گفتی هروقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون تا نکنه نامردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده.گفتم اگه بارون نبود چی؟گفتی اگه چشمای قشنگت بباره آسمون گریه اش میگیره.گفتم یه خواهش دارم.وقتی آسمون دلم خواست بباره تنهام نذار.گفتی چشم.خالا امروز دارم گریه میکنم.آسمون نمیباره.تو هم اون دوردورا وایسادی و داری بهم میخندی...
سحـــر خاتـــون
امشب دردهای مرا درمانی نیست از دروی تو و چشم تو،خوابی نیست مانده ام میان آدمها و تنها نشسته ام تا رسیدن به بوی مست تو، آرامی نیست
سحـــر خاتـــون
تصویرت را در آب دیدم تو رفتی ... و من به دنبال رودخانه راه افتادم...
سحـــر خاتـــون
حصار سایه های سیاه دورتادور کشیده اند ازمیان تاریکی اما نقطه ی نوری میزند چشمک میدهد مژده میکند شوری بپا میکشد دل را به سوی خود عاشق و شیدا از میان اینهمه تاریکی برق "چشم تو " ست که پیداست وه چه زیباست
سحـــر خاتـــون
نامه اي بر اب و باد واي كه چقدر سر انگشت خسته بر بخار شيشه اين پنجره ها كشيدم و..... تو نيامدي نيامدي تا ببيني بي توچه تنهايم نيامدي تا شايد وجدانت راحت بماند نيامدي تا نشوني تمام وجودم فرياد مي زد بي معرفت ترين معشوقه ي دنيا هستي تا يادت نيايد روزگاري كه تمام دنيايم بودي
سحـــر خاتـــون
شکستن يک دل مگه چقدر قدرت مي خواد که فکر کردي اون که قويتره تو هستي
سحـــر خاتـــون
هرگز گمان مبر ز خيال تو غافلم ، گر مانده ام خموش ، خدا داند و دلم
خاطرم نيست تو از باراني يا که از نسل نسيم ، هرچه هستي گذرا نيست
هوايت ، بويت ... فقط آهسته بگو . . . با دلم مي ماني
سحـــر خاتـــون
آرزو دارم شبي عاشق شوي آرزو دارم بفهمي درد را تلخي برخوردهاي سرد را ميرسد روزي كه بي من لحظه ها را سركني ميرسد روزي كه مرگ عشق را باور كني ميرسد روزي كه شبها در كنار عكس من نامه هاي كهنه ام را مو به مو ازبر كني
سحـــر خاتـــون
به تو سپرده بودمش
با هزار و يک اميد
و حالا براي هزارو يکمين بار
دلم را مي برم
تا شکستگي اش را
گچ بگيرند
سحـــر خاتـــون
ديدي آنرا كه تو خواندي به جهان يار ترين سينه را ساختي از عشقش سر شارترين آنكه مي گفت منم بهر تو غمخوار ترين چه دل آزار شد آخر،چه دل آزار ترين ديدي
سحـــر خاتـــون
تو دل منو شکستي و لي من دل تو رو نمي شکنم چون يک دل شکسته بهتر از دو دل شکسته است
سحـــر خاتـــون
کاش همانطور که از شکستن تکه اي شيشه بر ميگردي و نگاهش ميکني وقتي دل مرا شکاندي 1بار بر ميگشتي.فقط نيم نگاهي ميکردي
سحـــر خاتـــون
اين دلي که شکستي مال من نبود خيلي وقت پيش تقديم به تو شد.خوشحالم چون حالا ميتونم جاي دل سنگ بذارم تو سينه