کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
هوا سرد است دلم سرد است … تمام حرفهایم گوشه قلبم ببین تنها، چه کِز کرده است!!! ببین سرمای دی ماه است و این سرما همین تک شعلة حس مرا هم با دَمَش خاکستری کرده است! ببین خاموش خاموشم! ببین تنهای تنهایم! به من گفتی می آیی مونسم باشی! رفیق و همرهِ این لحظه های خالی ام باشی! به من گفتی می آیی تا تمام لحظه ها باشی! تو گفتی و … عمل کردی! در آن مرداد تب کرده مرا هم همرهِ دیرین خود کردی! کنون همراهِ هم هستیم!!! و من هر روز خامش تر زِ دیروزم … و من هر روز دلخون تر زِ دیروزم … گمان کردم که دنیا با تو رنگ دیگری دارد ولی افسوس این دنیا همان یک رنگ را دارد! هیاهو ها به پا کردم، نمی گویم که از روز نخستین با سکوتم از تو دلسردم ! ولی کم کم زبانم لال و الکن گشت ، چون دیدم ، که از گفتن به جایی ره نخواهم برد … و اکنون این سکوتم را تماشا کن : ببین خاموش خاموشم … ببین تنهای تنهایم …..
کوه یخ
چمدانت بزرگ هم که نبود ... چگونه با خود بردی تمام "من" را ؟؟
کوه یخ
اگه به جای جلیلی ؛ دو تا از این پسرای اساتید مخ زنی رو میفرستادیم برای مذاکرات هسته ای، الان تحریم که برداشته میشد هیچ ، داشتیم بمب اتم هم صادر میکردیم ! کاترین اشتون هم یه بچه ایرانی داشت
کوه یخ
بابام بهم میگه یه شامپوی خوب خارجی واسه خودت(!) بخر فردا میخام برم حموم!
کوه یخ
تنهايي تنهايي بلندترين شاخه اين را خوب مي فهمد " شهاب مقربين "
کوه یخ
در امتداد چایی خوردن هام به زندگی ادامه میدم و در امتداد غصه خوردنهام...
کوه یخ
گفتم غم تو دارم گفتا گمشو کصافط گفتم که مال من شو گفتا بااین قیافت؟ گفتم زمهر ورزان رسم وفا بیاموز گفتا وفارا ول کن چنده حقوق پایه ت؟ گفتم که پول ندارم اما پراز شعورم گفتا شعور نداری بی پول بی نزاکت گفتم مگر چه کردم گفتا که خواستگاری گفتم مگر که جرم است گفتا بی مایه آری