کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
مدادی بر می دارم، صفحه ی کاغذی سپید واژه ای کوچک کرانه ای حسی غریب می نویسم از تو،برای تو...تصویر متحرک
کوه یخ
دلتنگ که شدی پیش من بیا... کمی"غصه"هست..باهم میخوریم!
کوه یخ
ما همه با زندگی معامله می کنیم … با خودمون هم معامله میکنیم و با کسائی که دوستشون داریم هم … اگر نبخشی ، نمی بخشم خیانت کنی ، خیانت میکنم بدی کنی ، بدی میکنم دروغ بگیی ، دروغ می گیم و همیشه کوچک می مونیم ؛ بدون تجربه ی زندگی بالاتر و آرمانی تر … این را بدونیم که با خوب ، خوب بودن هنر نیست ..
کوه یخ
هر دو اعدام میشویم من از گردن و تو از پاهایت!! مرا از گردنم آویختن، برای راهی که رفته ام و تو محکوم به نرفتنی، محکوم به سکون تفکرت با لبخندی احمقانه..