کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
منتظر کسی بودن غمگینه منتظر هیچکی نبودن هم غمگینه زندگی غمگینه نازنین به همین سادگی!
کوه یخ
زیبا بر بام من آشیانه کرده جغد تنهایی خاطراتت......مخاطب خاص
کوه یخ
زندگی ... کجای این خیابان منتظر من است که از هیچ کوچه ای به آن نمی رسم؟(تصویر متحرک خیلی زیباست از دست ندین)
کوه یخ
ﺭﻭﺯ ﺗﻮﻟﺪ 19 ﺳﺎﻟﮕﻴﻢ ﺧﻮﺩﻡ ﻳﺎﺩﻡ ﻧﺒﻮﺩ، ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﻳﺪﻡ ﺩﺭ ﻗﻔﻠﻪ ﭼﺮﺍﻍ ﻫﺎ ﻫﻢ ﺧﺎﻣﻮﺷﻪ، ﻳﻪ ﺑﺎﺩ ﮔﻨﺪﻩ ﺍﻱ ﻭﻝ ﺩﺍﺩﻡ ﻭﺳﻂ ﺧﻮﻧﻪ ﻛﻪ ﺍﻧﻘﺪ ﺻﺪﺍﺵ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﻮﺩ ﺧﻮﺩﻡ ﺟﺎ ﺧﻮﺭﺩﻡ، ﺑﻌﺪ ﭼﺮﺍﻍ ﻫﺎ ﺭﻭ ﻛﻪ ﺭﻭﺷﻦ ﻛﺮﺩﻡ ﺩﻳﺪﻡ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﻭﺳﻂ ﺳﺎﻟﻦ ﺑﺎ ﻛﻼﻩ ﺑﻮﻗﻲ ﻭ ﺑﺮﻑ ﺷﺎﺩﻱ ﺍﻓﺘﺎﺩﻥ ﻛﻒ ﺳﺎﻟﻦ ﻫﻲ ﻣﻴﺨﻨﺪﻥ ﺑﻌﺪ ﻳﻜﺴﺮﻱ ﻫﻢ ﺳﺮﺥ ﺷﺪﻥ ﻣﻴﮕﻦ ﺗﻮﻟﺪ ﺗﻮﻟﺪِﺕ ﻣﺒﺎﺭﻙ... ﻛﻴﻜﻢ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭﺳﻂ ﺳﺎﻟﻦ، ﺧﻼﺻﻪ ﺷﺐ ﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﻣﺎﻧﺪﻧﻲ ﺷﺪ !!
کوه یخ
به یاد فروغ فرخ زاد ... آن روزها رفتند آن روزهای خوب آن روزهای سالم سرشار آن آسمان های پر از پولک آن شاخساران پر از گیلاس آن خانه های تکیه داده در حفاظ سبز پیچکها به یکدیگر آن بام های بادبادکهای بازیگوش آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها آن روزها رفتند ... آن روزها مثل نباتاتی که در خورشید میپوسند از تابش خورشید، پوسیدند و گم شدند آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها در ازدحام پر هیاهوی خیابانهای بی برگشت . و دختری که گونه هایش را با برگهای شمعدانی رنگ میزد ، آه ... اکنون زنی تنهاست اکنون زنی تنهاست
کوه یخ
تـــو هَمانـــی کـه اگــرِ از درَخــتْ حــذف شـــود هیــــزُم میمانـَــد. علیرضــا روشــن
کوه یخ
چن ماه بود شیفت شب نمیومدم مث اینکه خبریم نیس