دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Shahdad

خوبم...باور کنید... اشکها را ریخته ام...غصه ها را خورده ام... نبودنها را شمرده ام... ... درباره »
Shahdad
مرد - مجرد
امتیاز: 624.75

دنبال‌شدگان

(270 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(246 کاربر)

گروه‌ها

(26 گروه)

بازدید

Shahdad
Shahdad

عشق چيست؟ مادر گفت عشق يعني فرزند. پدر گفت عشق يعني همسر. دخترک گفت عشق يعني عروسک. معلم گفت عشق يعني بچه ها. خسرو گفت عشق يعني شيرين. شيرين گفت عشق يعني خسرو . اما فرهاد هيچ نگفت. فرهاد نگاهش را به آسمان برد؟ باچشماني باراني. ميخواست فرياد بزند اما سکوت کرد! ميخواست شکايت کند اما نکرد. نفسش ديگر بالا نمي آمد؟ سرش را پايين آورد و رفت! هر چند که باران نمي گذاشت جلوي پايش را ببيند! ولي او نايستاد. سکوت کرد و فقط رفت. چون ميدانست او نبايد بماند. و عشق معنا شد

Shahdad
Shahdad

شـــده‌ای انــقـــلاب زنـــدگــــی مـــن! حالا همـــه چیـــز... در زنــدگیــم تــاریــخ‌ دار شــده است! قبـــل از "تـــو" و بــعـــد از "تـــو" ...

Shahdad
Shahdad

از لحظه ای که چشم باز میکنم کار شروع میشود نظارت و برسی کیفیت تک تک اعضای بدن قلب … چشم … گوش … مبادا ذره ای از عاشق تو بودن منحرف شده باشند . . . ! . . . همه دردم این بود عشقش بودم وقتایی که عشقش نبود . . . !

Shahdad
Shahdad

یک دانه بذر میلیون ها دانه را با خود دارد. آیا وفور وغنای هستی را می بینی؟ خداوند در وجود ما هم “روحش” را به امانت گذاشته است این همان “دانه الهی” است که باید آنرا با عشق و ایمان آبیاری کرد تا شکوفا گردد

Shahdad
Shahdad

خدایا : تمام دلتنگی هایم به واسطه ی تکرار نام تو به التیام می رسد ... تمام حرف های بی معنی ام با ذکر نام تو معنا می گیرد ... تمام سیاهی شب هایم به عشق تو روشن می شود ... خدایا : تو تمام احساس دردی که زخمی و بی دفاع نمی توانم فریادش کنم ... تو تمام ناگفته های بغض آلودی که با حسرت و اشک می گویمش ... تو و تنها تو پناه منی وقتی که نمی شود گفت ... به نام تو می کوبند ، می گویند ، نمی دانم نامت را چه بخوانم تا آسان تر ادایش کنم ! نمی دانم چگونه لابه کنم تا بدانی مجروحم زخمی نا مهری ها و تبعیض هارا به غیر تو چه بگویم ؟! خدایا : دستانم را به دستاویزت برسان و از کینه خالی کن دلم را که بسیار آزرده اند مرا

Shahdad
Shahdad

با تو نیستم تو نخوان با خودم زمزمه میکنم . . . من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام فقط کمی تو را کم اورده ام یادت هست؟ میگفتم در سرودن تو ناتوانم؟ واژه کم می اورم برای گفتن دوستت دارمها؟ حالا تـــمــــــــام واژه ها در گلویم صف کشیده اند با این همه واژه چه کنم؟ تکلیف اینهمه حرف نگفته چه می شود؟ باید حرفهایم را مچاله کنم و بر گرده باد بیاندازم باید خوب باشم...

Shahdad
Shahdad

زمان مکالمات تلفنی پسر به پسر = ۰۰:۰۰:۵۹ مادر به پسر = ۰۰:۱۰:۳۰ پدر به پسر = ۰۰:۰۲:۳۶ پسر به دختر = ۰۱:۱۵:۰۱ دختر به دختر = ۰۰:۲۹:۵۹ دختر به پسر = ۰۰:۰۰:۰۵

Shahdad
Shahdad

دیدی رو پاکت سیگار مینویسن : “دخانیات ، عامل اصلی سرطان و برای سلامتی زیان اور است ؟” کاش یکی هم روی کارت پستالهای عاشقونه ی ما مینوشت : “عشق ، عامل اصلی تنهایی و برای قلب ضرر دارد !”

Shahdad
Shahdad

حــــتـــی “خـــدا” فرستـــد… ! بــاران اســیــدی… برای تــطهـیـرت بــرف و پـــاکــی …. بــرای تـشبــیهت محـــمد و عیـــسی …. بــرای تضــمــینت یا کــه شیــطان را … برای تقصیــرت دیـــگر تمــام شــــد …. “خـــراب شــــد تــصویـــرت”…. !!!

Shahdad
Shahdad

خیلی حرفا رو راحت میزنی اما بعضی حرفا رو نمیشه گفت، باید خورد . . . ولی بعضی حرفا رو نه میشه گفت، نه میشه خورد؛ می مونه سر دل! میشه دلتنگ! میشه سکوت! میشه بغض . . . میشه همون وقتی که خودتم نمی دونی چه مرگته .

Shahdad
Shahdad

بیشمارند آنهایی که نامشان آدم است... ادعایشان آدمیت... کلامشان انسانیت... رفتارشان صمیمیت... حال، من دنبال یکی میگردم که... نه آدم باشد... نه انسان... نه دوست و رفیق صمیمی... تنها صاف باشد و صادق... پشت سایه اش خنجری نباشد برای دریدن... هیچ نگوید... فقط همان باشد که سایه اش میگوید.... صاف و یکرنگ ..

Shahdad
Shahdad

شعــــر صـغیر تـرین گنـاهی سـت کـه به گـردن دارم. تــو اما، آن گناه کبیره ای که هنوز امیدوارم خـــدا به من ببخشاید...

Shahdad
Shahdad

ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﺩﻟﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺗﺎﮐﺴﯿﺎ ﻣﯿﺴﻮﺯﻩ … ﺩﺍﺭﻥ ﯾﻪ ﺟﺮﯾﺎﻧﯿﻮ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺟﻠﻮﯾﯽ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﻨﻦ ، ﺟﺎﯼ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﮐﻪ ﻣﯿﺮﺳﻪ ﯾﻬﻮ ﻣﺴﺎﻓﺮِ ﻣﯿﮕﻪ : “ﺁقا ﻣﺮﺳﯽ ﻫﻤﯿﻨﺠﺎ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﻣﯿﺸﻢ” یکی نیست به اینا بگه چرا با احساسات مردم بازی می کنید !

Shahdad
Shahdad

وقتی که اعتماد من از ریسمان سست عدالت اویزان بود و در تمام شهر قلب چراغ های مرا تکه تکه می کردند وقتی که چشم های کودکانه ی عشق مرا با دستمال تیره ی قانون می بستند و از شقیقه های مضطرب ارزوی من فواره های خون بیرون می پاشید وقتی که زندگی من دیگر چیزی نبود هیچ چیز بجز تیک تاک ساعت دیواری دریافتم , باید , باید , باید دیوانه وار دوست بدارم

Shahdad
Shahdad

از فـردا برایـم چـــیـزی نگـــو ! من نمـیگـویم : " فردا روز دیـگریسـت " فقط میگـویم :... " تـــو روز دیـگری هسـتی"... تو " فردایی" همان که بایـد بـه خاطرش زنـده بمانم دوستت دارم بیشتر از دیروز کمتر از فردا