Shahdad
چشمانت را برای زندگی می خواهم اسمت را برای دلخوشی می خواهم، دلت را برای عاشقی می خواهم ، صدایت را برای شادمانی می شنوم، دستت را برای نوازش و، پایت را برای همراهی می خواهم، عطرت را برای سر مستی می بویم، خیالت را برای پرواز می خواهم، و خودت را نیز برای ارامش...!!!
Shahdad
هی غریبه روی کسی دست گذاشتی که همه دنیامه بی وجدان اینقدر راحت بهش نگو عزیزم
Shahdad
زمین به آسمان بیاید آسمان به زمین حواس ام نه پرت شیطنت ستاره ها می شود نه دلربایی گنجشگکان باغ محو خنده های تواَم هنوز...
Shahdad
سوالات رایج مربوط به موبایل: سال 76 : آنتن دهی ش چطوره؟ سال 79 : چقدر شارژ نگه میداره؟ سال 82 : دوربینم داره؟ سال 85 : دوربینش چند مگا پیکسله؟ صداش چطوره؟ سال 88 : تاچه؟ یا از این معمولیاس؟ سال 91 : اندرویده؟ سال 94 : هوشمنده؟ یا معمولیه؟ سال 97 : اخلاقش چطوره؟! سال 1400: درکت میکـنـــــــــــــــــه ؟! یا نه؟ سال 1403: به اندازۀ کافی بهت توجه میکنــــــــــــه؟ یا میخوای باهاش به هم بزنی؟
Shahdad
عـاصی شدم ، بریـده ام از اینهمه عـذاب از گـریـه هـای هـرشبـه ام روی رختـخواب ده سال مـی شود کـه بـرایـم غـریبـه ای ده سال مـی شود کـه خـرابـم...فقـط خـراب شایـد تـو هـم شبیـه دلـم درد می کشی شاید تـو هـم همیشـه خـودت را زدی بـه خـواب از مـن چـه دیـده ای کـه رهـایـم نمی کنـی؟ جـز بیقـراری و غـم و انـدوه و اعتصـاب؟ جــز فکـرهـای منفـی و تصمیـم هـای بـد جـز قـرصهـای صـورتـی ضـد اضطـراب؟ اصـلا تـو بـهترین بشـری!!مـن بـدم بـدم! بگـذار تـا فرو بـروم تــــوی منــجلاب
Shahdad
دنبال وجهی می گردم که تمثیل تو باشد زلالی چشم هات بی پایانی آسمان مهربانی دست هات ... نوازش گندمزار و همین چیزهای بی پایان. نمی دانستم دلتنگیت قلبم را مچاله می کند نمی دانستم وگرنه از راه دیگری جلو راهت سبز می شدم تمهیدی، تولد دوباره ای، فکری تا دوباره در شمایلی دیگر عاشقت شوم. گفته بودم دوستت دارم؟
Shahdad
عکس العمل زنان در مقابل کادوی شوهر : - مرسی( یعنی این دیگه چیه خریدی مردشورتو ببرن!) - عزیزم خیلی قشنگه ( میخواد دلتو نشکنه وگرنه حالش از کادوت بهم خورده!) -غافلگیرم کردی ( یعنی چه عجب الدنگ! ) - تو بی نظیری ! ( یعنی بدبخت شدی , حداقل هفته ای یک کادو نیاری خونه از این به بعد پدرتو در میارم!)
Shahdad
دو تا خانوم داشتن با خاطرات لاغریشون واسه هم افه میومدن. اولی می گه من اونقدر لاغر بودم که وقتی می رفتم حموم مامانم با یه چیزی روی چاه رو می پوشوند تا من توی چاه نیفتم. دومی می گه این که چیزی نیست، من یه بار یه آلبالو رو با هسته قورت دادم، همه ی فامیلامون می گفتن اوا زری خانوم چند ماهه حامله ای؟!
Shahdad
بانــــوی ســـرزمین من هـمان موجـــودیست، که اگــــر نبود بی هـیـــچ شکـــــــ و تــردیــدی هــــیــــچ مــَـرد مــوفــقــی در ســـرزمینم نبود !!!
Shahdad
از هیاهوی واژه ها خسته ام ، من سکوتم را، از اوراق سفید آموختم. آیا سکوت ؛ روشن ترین واژه ها نیست ؟ همیشه در خلوت مرگ را مجسم دیده ام آیا مرگ، خونسردترین واژه ها نیست؟ تا چشم گشودم ، از چشم زندگی افتادم. شبی – شاید امشب- زیر نور یک واژه خواهم نشست و نام خونسرد معشوقه ام را بر حواس پنج گانه ام خال خواهم کوفت. و هم زمان، پایین آخرین برگ خاطراتم خواهم نوشت : پایان ...
Shahdad
سـلـامتــی اوּּن رفــــيقی که مــــجازيـه امـــــــــــا يه جوری واســــت سنـگ صـــــبوره که هیـــچ کـدوم از رفيــــقای واقـعـيت بـه گــــــرد پاش نمـــــيرسـن سـلامتــی همــه شـمـا دوستــام
Shahdad
بچه که بودیم ، بچه بودیم بزرگ که شدیم ، بزرگ که نشدیم هیچ دیگه همون بچه هم نیستیم برای عشق پاک بچه گیها دلم تنگ است . . .
Shahdad
عشق هایت را مثل کانال تلویزیون عوض می کنی و افتخار می کنی، که عشق برایت این چنین است ! و من می خندم … به برنامه هایی که هیچکدام ، ارزش دیدن ندارند
Shahdad
ناز آن چشمي كه سويش مال ماست ناز آن چوپان كه سازش مال ماست ناز آن دوستی که شمع راه ماست ناز ان دستی که یار دست ماست ناز ان دوستی که جایش،قلب ماست ناز آن ياري كه قلبش ياد ماست نازم ناز ان نازی که نازش ناز ماست...