Shahdad
دلم هميشه براي نگاهت تنگ است....اگر نگاهت فرصتي داد به يادم باش....
Shahdad
ساده بودم که تو را ساده تجسم کردم بعد لبخند تو با گریه تبسم کردم آشنا با همه پنجره های شهرم چون توراپشت همین پنجره ها گم کردم
Shahdad
من بر چشمانم پارچه ای سیاه خواهم بست تا هیچ چیز را نبینم نه شکنجه را و نه چراغها را تنها صدایشان را خواهم شنید و هر چه را که بشنوم لب باز نخواهم کرد چرا که دهانم بوی مرگ می دهد..
Shahdad
دل من تنگ بلوریست که یک ماهی قرمز دارد یک تلنگر که به این تنگ بلورین بخورد می شکند آبش از پنجره ی چشمانم می ریزد ماهی سینه ی من می میرد! تو که می زنی مکرر به دل نازک من ماهی ام رادریاب! دوست داری که چوتنگی باشم تهی از ماهی و آب؟
Shahdad
عشق مثل نماز خوندن می مونه بعد از اینکه نیت کردی نباید به اطرافت نگاه کنی...
Shahdad
در شطرنج زندگی من سربازی جان بر کفم تو شاه، مثل همیشه ماه من می جنگم،زخم می خورم من از گود " کیـــــــــــــش " می شوم تو "مــــــــــــــات" لبخندِ وزیر می شوی کاش می دانستم سرباز،باید عاشق اسب ها باشد مات شدن،کاری شاهانه است.
Shahdad
مرا آنطور که بايد ميشناخت نشناخت تقصير او نبود اين روزها... هرکسي کار با فيلترشکن را بلد نيست . . . !
Shahdad
روزگار ِ بی حوصلگی هاست … بگویی مراقــبم باش ؛ میگذارندت زمین و می روند ! قـرص بمــان رفـیق …قــرص بمـــان …
Shahdad
امشب انگار قرصها هم آلزایمر گرفتن ... لعنتیا یادشون رفته که خواب آورن , نه يــــــــاد آور ...
Shahdad
خیلی از ادم هایی که دوست دارن با شما باشند از روی علاقه به شما نیست صرفا به خاطر اینکه چشم ندارند شما را با کسِ دیگری ببینند آن زمانیکه مطمئن شدند تنها هستید تنهایتان می گذارند..
Shahdad
همیشه رفتن راه رسیدن نیست …! ولی برای رسیدن باید رفت … در بن بست نیز راه آسمان باز است! پرواز بیاموزید…
Shahdad
رودها در جاری شدن و علف ها در سبز شدن معنی پیدا می کنند کوه ها با قله هاو دریاها با موجها زندگی پیدا می کنند وانسان هاهمه ي انسان هابا عشق، فقط با عشق پس بار خدایا بر من رحم کن بر من که می دانم ناتوانم رحم کن| باشد که خانه ای نداشته باشم باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشم اما نباشد، هرگز نباشدکه در قـــــــــــــــــــــــلبم عشـــــــــــــق نباشد، هرگز نباشد
Shahdad
هـ ــ ـــوا اینجا نفس گیرهــ ــ صدام از بـ غــــ ـــ ـض میگیرهـ ـــ همهـ ـ ــ چی مثل مـ ـ ــن اینجا به این اندازه دلگـ ـیرهــ ــ هنوز فکر میکنم گاهیـ ــ کنار من ـ ــتو اینجاییـــ ــ ولی تقدیر مـ ــن میگهـ ــ که اینجا نیست .....تـ ـنهاییــ ـ ـ ـ
Shahdad
گاهی وقتا پر از حـرفی . . دلت میخواد خودتُ خالی . . کنی .. ! اما کیه که به حرفات گوش بـده . . !