Shahdad
دنیای ما اندازه هم نیست من عاشق بارون و گیتارم من روزها تا ظهر میخوابم من هر شبُ تا صبح بیدارم دنیای ما اندازه هم نیست من خیلی وقتا ساکتم، سردم وقتی که میرم تو خودم شاید پاییز سال بعد برگردم دنیای ما اندازه هم نیست میبوسمت اما نمیمونم تو دائم از آینده میپرسی من حال فردامم نمیدونم تو فکر یه آغوش محکم باش آغوش این دیوونه محکم نیست صد بار گفتم باز یادت رفت دنیای ما اندازه هم نیست
Shahdad
تــــــــــــنهایی یعنی میگه دوسِـــــــت داره اما نگاهت رو نِمی فـَــــــهمه...
Shahdad
* * *اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند* *دیگر گوسفند نمی درند* *به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند…
Shahdad
تن من زخمی است... یک خراش کمتر یا بیشتر چه فرقی دارد...؟! راحت باش!
Shahdad
زخـــــم هـای آدم سرمـــایه استـــــ ســرمـــایه ات رو بــا این و اون تقـــسیم نکن داد نــزن هــوار نکش آروووم و بی ســـر صدا هــمه چی رو تحــمل کن . .
Shahdad
وقــتي حــس ميــکني يــه نــفر عــوضيه، بــه حــست اعــتماد کــن... ســند و مــدرکش ، کم کم جــور ميشه!!!
Shahdad
✘زیادی صـآف نَباش
آدَما تو جـآدِه ی صـآف بیشتَر ویـ ـرآژ میــدَن
Shahdad
متولد زمستان بود.. کاش باور میکردم که آدم برفیه و دلش یه تیکه یخ...
Shahdad
یه دوست دخترم نداریم از راه به درش کنیم نفرینمون کنه برامون کاخ اختصاصی تو جهنم رزرو کنن !
Shahdad
یه دوست دختر هم نداریم وقتی باهم میریم بیرون هی بهش بگیم اون موهای خوشگلتو بکن تو روسریت !
Shahdad
یه دوست دختر هم نداریم براش بستنی بخریم بخوره ما هم هی نگاش کنیم اونم بگه چِیـِــــــه ؟
Shahdad
جهنم جاییست که تنها وسیله گرم کردن پاهای یخ زدۀ یک دختر بچه اگزوز ماشین است...
Shahdad
همیشه نمی شود زد به بی خیالی و گفت: تنهـــــــــــا امده ام ٬ تنهـــــــا می روم... یک وقت هایی شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای... کم می اوری دل وامانده ات یک نفر را می خواهد
Shahdad
یه لحظه گوش کن خدا! نه بچه بازی نه ادا اطوار... حالم اصلا خوب نیست..
Shahdad
یــِه پــُڪِ عــَمــیـــــــــــقْ ... ریــه هــآمـُ پــُر مــﮯ ڪُنـَمـْ از بــودَنــِتـــْ هــــــــــُـــــــُـــــــُـــــووو ... حـآلآ دود مـﮯ شـﮯ ... دور مـﮯ شـــﮯ ! بـه هـَمـیــטּ ســآدِگــﮯ گـُمـْ مــﮯ شــﮯ !