* امــــــید *
شیشه نازک احساس مرا دست نزن !
چِندشم می شود از لک انگشت دروغ !!!
آن که میگفت که احساس مرا می فهمد …
کو کجا رفت ؟ که احساس مرا خوب فروخت !
* امــــــید *
آدم مرد باشه و از تو آشغالها نون دربیاره تا اینکه آشغال باشه و از نامردی نون دربیاره…
* امــــــید *
هیچوقت هیچکس ندانست شاید؛ شیطان عاشق حوا بود که به آدم سجده نکرد…
* امــــــید *
حالم بد نیست، غم کم میخورم کم که نه ، هر روز کم کم میخورم در میان خلق، سر در گم شدم عاقبت، بازیچه مردم شدم آب می خواهم، سرابم می دهند عشق می ورزم عذابم می دهند خنجری، بر قلب بیمارم زدند بی گناه بودم ولی دارم زدند بعد از این با بی کسی خو میکنم آنچه در دل داشتم رو می کنم.
* امــــــید *
دوست دارم بمیرم و سیاه پوشت کنم تا اینکه زنده باشم و فراموشت کنم
* امــــــید *
گفت فرق رویا با آرزو چیست؟
گفتم: آرزو یک حقیقت نزدیک است ولی رویا یک آرزوی شیرین دست نیافتنی
گفت: من رویا هستم یا آرزو؟
گفتم: رویایی که به حقیقت پیوستن آن یک آرزوی شیرین است
* امــــــید *
به سلامتی اونایی که قلبشون یه ویلای اختصاصی برای یه نفره ، نه یه هتل بی ستاره برای هر رهگذر . . .
* امــــــید *
نگران نباش ! حال من خوب است ، فقط کمی بزرگتر شده ام ! عقلم قد کشیده ، شعورم متبلور شده دلتنگی هایم کوچک شده اند و در فاصله کوتاه لبخندها و اشکهایم ، آموخته ام زندگی کنم . . .
* امــــــید *
میدونی بزرگترین درد دنیا چیه ؟ اینه که تنها پناهت ، پناهگاه دیگری باشد . . .
* امــــــید *
برای خیانت ، هزار راه هست ، اما هیچ کدام به اندازه تظاهر به دوست داشتن کثیف نیست !
* امــــــید *
حداقل اگر خیانت کردی و رفتی آنقدر انسان باش که بگی خیانت کردم ، نگو تو بد بودی !