دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

طنیـــــــــــن

همه میخ علیه السلام. درباره »
طنیـــــــــــن
زن
امتیاز: 2391

دنبال‌شدگان

(185 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(856 کاربر)

گروه‌ها

(33 گروه)

بازدید

طنیـــــــــــن
طنیـــــــــــن

برای من از بی عدالتی حرف میزنی ؟ وقتی 6 سالم بود به زور نوار بزبز قندیمو ازم گرفتن .. حتی یه بارم گوش نداده بودمش .. تمام زندگیمونو بردن ... جلوی چشم خودمون... تو اون موقه چیکار میکردی ؟ با خیال راحت عروسکت تو بغلت بود و خوابیده بودی ؟ حالا که حق خودتو خوردن یادت افتاده برای عدالت بجنگی ؟

طنیـــــــــــن
طنیـــــــــــن
در Mini Lyric

I'm sitting alone..Drinking alcohol..I'm writing a song about you

طنیـــــــــــن
طنیـــــــــــن
در حلقه

فضا برای رقص آماده بود و... دوشیزه پِگا در آخرین چین دامنش محو شده بود..

طنیـــــــــــن
طنیـــــــــــن

من فقط چون میگن آیینه هرچی جلوش باشه رو نشون میده چیزی نمیگم.. وگرنه اگر اعتقادم رو بخواین .... من اون نیستم

طنیـــــــــــن
طنیـــــــــــن

@سمیـــــــــــرا ما آزادی را متر کرده بودیم .. یادت هست ؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
طنیـــــــــــن
20110525653.jpg طنیـــــــــــن

@بی‌تـا گل تو دستم و گلای روی دامنم مال تو..

این ارسال را بازنشر کرده است.
طنیـــــــــــن
01d8_e8e1.jpg طنیـــــــــــن

این تنهایی نیست .. این یک روز ِ فارغ از زندگیست..

طنیـــــــــــن
طنیـــــــــــن

یه بارم ... تو بیا من نباشم

طنیـــــــــــن
طنیـــــــــــن
در حلقه

هر بار که این مینی بوس ِ خسته ترمز میگیرد..من تمام خاطراتم را بالا می آورم و در آیینه ی رو به رو پرتاب میکنم ... امان از این آیینه ها..

طنیـــــــــــن
طنیـــــــــــن

من که هستم با تمام ِ بودنم..با تمام ِ بودنت پیشم بمون...

سمیـــــــــــرا
30.jpg سمیـــــــــــرا

آرام، در تاريك روشن، زني برايم مينوازد من زير ِ پيانو، ميان ِ هجوم ِ تارهاي پرطنين ِآن نشسته ام بي آنكه خود بخواهم، چيرگي ِتدريجي برآهنگ، مرا به تماشاي منظره‌ي سال‌هاي گذشته مي كشاند آنگه که من بودم و طنین قصه و جيرينگ جيرينگ ِ پيانوی راهمان روی سنگ فرشهای هشت بهشت و آن زمان که های و هوی جوانی بود و یک دنیا خیال و سکوتی مداااام بر نقش وانگ. پناهی هایی که زیر لب زمزمه میکردیم دیوونه کیه عاقل کیه .... یادت هست؟ ما از فرار ارشادی های انقلاب به آزادی پناه بردیم... حــال این بانوی پر احساسِ پیانوی بزرگِ سیاه,فریبندگیِ تمام روز های جوانیِ من شده و من چو کودکی گم شده به یاد گذشته ی از دست رفته مویه میکنم .

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه
در حلقه

گره کراواتت را محکم تر ببند تا ببینی بغض با گلویم چه کرد...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
shahrzad
shahrzad

و نیچه گریه کرد اثر اروین یالوم "داستان زندگی عشقی فردریک نیچه است که دلبسته زن زیبایی به نام “لو سالومه” شده است. رد تقاضای ازدواج نیچه توسط او که از قضا به مشابهت نیچه شخصیت مغروری دارد، شاید روند زندگی این فیلسوف را کاملاً تغییر داده باشد. نویسنده کتاب با بررسی بسیار جالب و نفس‌گیر بحث‌ها و مذاکرات دکتر برویر(معالج نیچه) و نیچه صحنه‌های نفس‌گیر و زیبای بسیاری در طول کتاب فراهم می آورد. مباحثی که خواننده را در لحظات متعدد به بحث‌های فلسفی محض و روانشناختی محض می‌کشاند. داستانی که روند پیدایش علم روانکاوی را بیان می‌دارد. داستانی که ممزوج است از روانکاوی و فلسفه. امتزاجی که حتی شاید در انتها این مفهوم را برای خواننده تداعی کند که “روانکاوی فلسفه بر‌نمی‌تابد” بلکه نیازمند عمل است!"

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.