طنیـــــــــــن
تکان دهنده اند : -خاطراتِ خاطرات . . . . . . . .
طنیـــــــــــن
چشمانم می سوزند .... گاهی هم چند قطره ای میبارند .... نفس هایم تند و کوتاه است .... تا ریه هایم را میسوزانند ....... و من باز خاک را بهانه میکنم !
طنیـــــــــــن
چقـــدر جای "مـن" و "تـو" اینجا خالیستــــ ــ ـ ـ
طنیـــــــــــن
من آخر این شکلک رو از تمام نوشته هام حذف میکنم ===> D: .... همین بود که نذاشت بفهمی گاهی هم ناراحتم !
طنیـــــــــــن
همیشه طناب پاره میشود.... راه برگشتی نیست !
طنیـــــــــــن
پشت سر مرغ نمی خواند ... پشت سر باد نمی آید ... پشت سر پنجره سبز صنوبر بسته است ... پشت سر روی همه فرفره ها خاک نشسته است ... پشت سر " خستگی تاریخ " است .
طنیـــــــــــن
روی بند دلم راه نرو ... پاره می شود ، خودت می افتی !!!!!
طنیـــــــــــن
اصفهان - 1390/1/13 - برای خورشید .
طنیـــــــــــن
برای زنده ماندن تا زمانی که این سلولهای خاکستری هنوز کار میکنند. ... میخواهم کمی نفس تازه کنم.کمی از قالب تو بیرون بیایم کمی خودم شوم.کمی خودم ... آری ..... تصمیم خود را گرفته ام !
طنیـــــــــــن
باز هم دلم نوشت و عقلم خطش زد .... و من هنوز گرفتار این نوشتن ها و خط خوردن ها هستم !!!!!!!!!!!!!!!!