باران
یه تنهایی ، یه خلوت، یه سایه بون ، یه نیمکت میخوام تنهای تنها، باشم دور از جماعت
الهه
مثل قناری شده ام ، لال در قفس این خانه ...
محدّثه
گفت : چه حسی ؟ یه دختر کوچولوی ناراحت که لب پایینشو داده بالا ، دستاشم دور پاهاش قلاب کرده مثلن ؛ بعد هر کی میاد نازشو بکشه میگه نمی خوام ؟ گفتم : نه بابا این که دیگه خیلی لوسه ... ولی ته دلم گفتم آره حس همون دختر کوچولوی لوس ُ دارم من ...
حنا
مثل موجهای کوتاه رادیو/بگیر نگیر داری/باید که بکوبم تو سرت/
اصلا فک نکنی از خودم تعریف کردما:ددددی
14 سال و 5 ماه و 4 روز و 15 ساعت قبلاین که کار همیشگیته
از خود راضی 
14 سال و 5 ماه و 4 روز و 14 ساعت و 57 دقيقه قبل

14 سال و 5 ماه و 4 روز و 14 ساعت و 56 دقيقه قبلای جان

14 سال و 5 ماه و 4 روز و 10 ساعت و 55 دقيقه قبلآنا جون عب نداره

14 سال و 5 ماه و 4 روز و 10 ساعت و 50 دقيقه قبل توسط موبایل