یـ ـک آدمـ ـ
سلام / خیسم از باران ، یاران
یـ ـک آدمـ ـ
نازنینا نیازمند توام / عمر اگر بود می کشم نازت /// شهریار
یـ ـک آدمـ ـ
نفس آدم ها سر بسر افسرده است / روزگاري است در اين گوشه پژمرده هوا / هر نشاطي مرده است /// سهراب
یـ ـک آدمـ ـ
همیشه به این فکر میکنم که زن ها به چی میخندن / چجوری میشه الکی خندید / واقن که کار ابله انه ایست / و مضحک /// باور کنید خودشونم نمیدونند به چی میخندن
یـ ـک آدمـ ـ
حالا یه سری از پست ها رو میخونی که توش مضمون اینه که عشق در رختخواب خلاصه شده و هرزه گی و اینا / خب من همون شاعر رو ببینم همچین میزنم توی دهنش که شعر از یادش بره / آخه شومپیت ِ عزیز ، اصن عشق میدونی چیه ؟ خب میدونی عشق چند بعد داره ؟ / اصن میدونی عشق از بعد جسمانی و روحانی که همون احساس هست تشکیل شده ؟ / اصن میدونی که این دو مث زنجیر بهم وصلن / که یکی باشه و دیگری نباشه بی معنیه ؟ / عشق و زندگی تمایل شدیدی به تکثیر و انتشار دارن / که این انتشار از طریق بعد جسمانی تامین میشه که زمینه اون بعد احساسی هستش / حالا بیا یه ساعت زر بزن دوست دارم و عاشقتم ُ و امثالهم ، ولی در عمل چی ؟ محدودیت های این فرد با افراد دیگه یکسان باشه / و یا از طرف دیگه بیا همش بعد جسمانی رو پرورش بده / و احساس در پایین تر نقطه باشه / این میشه هرزگی / آخه الدنگ جان اصن تو نمیدونی عشق چیه مجبوری توی شعرات زر زر کنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ / هااااااااااااااااااااااااااااااا / اه
یـ ـک آدمـ ـ
یه اصطلاح است میگن / چشاش ُ بسته / اه یادم نمیاد / هلپ می پلییییییییییییییز
یـ ـک آدمـ ـ
زشت و زیبا /// میرزا حسین کریمی
یـ ـک آدمـ ـ
نه در مسجد گذارندم که رند است /نه در میخانه کین خمار خام است //// سالگرد بزرگداشت کسی که خود به تنهایی ادبیات بود
یـ ـک آدمـ ـ
خود را با بند های کفشش به دار زدم / تا بندی برای کفشی و کفشی برای رفتن نداشته باشد
یـ ـک آدمـ ـ
سلااام / من اومدم / خسته ام و ناخوسته
یـ ـک آدمـ ـ
گاهی دل آدم تنگ میشه / من دلتنگ مادرمم / چرا هیشکی نمیخاد بفهمه
یـ ـک آدمـ ـ
من چقد دلم کیک میخاد : ( / سلاااااام