یـ ـک آدمـ ـ
یک اجتماع بی درد ، اسطوره های دردند / ای درد ناب برخیز ، تا درد را ببینی
یـ ـک آدمـ ـ
کلن مقوله زن داری یا حتا شاید دوست دختر داری مقوله بسی دوشواریه / چون حوصله میخاد واسه سر و کله زدن با یک زن / هی بگو مگه میفهمه / نه ، حرف حرف خودشه
یـ ـک آدمـ ـ
رسم آشتی با جاده ها / رفتن نیست
یـ ـک آدمـ ـ
خمار / به افیونی ترین نگاهت
یـ ـک آدمـ ـ
تُنگ را دوست دارم / به ماهی تو
یـ ـک آدمـ ـ
با نوک سوئیچ / به جان تمام یادگاری ها می افتم
یـ ـک آدمـ ـ
گیرم که در تو گمم / تو چرا پیدا نمی کنی
یـ ـک آدمـ ـ
گاهی دوست دارم بگیرم / دست ساطوری که مرا کشت
یـ ـک آدمـ ـ
شورشی تر از این تنگ ندیدم / تو نیستی و هنوز پر از آب است
یـ ـک آدمـ ـ
از تمام دار هیچ و از ندار دنیا / تنها تو را دارم
یـ ـک آدمـ ـ
من اگه این همه پر حرفی میکنم بچه ها ببخشن / دست خودم نیست
یـ ـک آدمـ ـ
امون از روزی که کار با چاخو رو یاد میگیری / ولی میبینی واسه کشتن زمان کند تر از این حرفاست