یـ ـک آدمـ ـ
از همین کوبیدن ها / سری به دیوار / قدمی به این جاده ها / یا که مشتی به روی میز تحریرت
یـ ـک آدمـ ـ
درد می کشم از حال این جاده ها
یـ ـک آدمـ ـ
که در آغوشت به جای من توله سگ بود ُ
یـ ـک آدمـ ـ
من که هیج / این واژه ها هم به تو می اندیشند
یـ ـک آدمـ ـ
بمان / همین جا در حقیقت دستانم
یـ ـک آدمـ ـ
منی که یک عمر تنها بوده است / غم رفتنت بهترین شراب است
یـ ـک آدمـ ـ
حرف هایی که توی پ نون معنا شدند
یـ ـک آدمـ ـ
در اعصاب درد کشیده من / زنی با خون ماهانه اش وضوی عشق می گیرد
یـ ـک آدمـ ـ
من همانم که دامنت / او را به اوج حقارت کشاند
یـ ـک آدمـ ـ
واژه ها مبهم تر از هم / سایه میکشند
یـ ـک آدمـ ـ
یـ ـک آدمـ ـ مبتلا به فاحشگی
بر تنش شهوت صحرا می لغزید
13 سال و 11 ماه و 29 روز و 7 ساعت و 2 دقيقه قبلآسمانش می لرزید
سینه اش خدشه بر می داشت
بی تاب بود
قطار می آمد
خزان می آمد
و عشق دوباره آغاز می شد
از من کسی منتظر بود تا که برگردی
پاییز آمده است
پاییز " پادشاه فصل ها ، پاییز "
حمید قره داغی