یـ ـک آدمـ ـ
خوب که به خود نگاه کردم دیدم چیزی جز مرگ را قدیسه نمی نوان خواند
یـ ـک آدمـ ـ
کمی آرام تر در پیچ و خم انسانیت قدم بگذار بگذار در مرداب خود بخوابد
یـ ـک آدمـ ـ
قانون ِ گی لوساک / آه = فشار ثابت
یـ ـک آدمـ ـ
غریبه ای در حسرت هندوستان
یـ ـک آدمـ ـ
حرف هایی به بزرگی یک کنج ِ شکسته / در رحم ِ یک زن یائسه / خفه کردم
یـ ـک آدمـ ـ
حرف هایی از زبان ِ سیگار های منکراتی / و خدایی غرق در غریبگی هایش
یـ ـک آدمـ ـ
این جسم ِ سرد تشنه ی ِ بوسه های احتمالی هست که شاهین دم میزد از آن . !
یـ ـک آدمـ ـ
سلام / پر از حس بی هودگی / بی هودگی بی هودگی
یـ ـک آدمـ ـ
تفکر عبارت از یاد آوری و نه ؛ تصور کردن یا بنیاد نهادن . چون در آنها انواع موجودات انسانی ِ تاریخی ، این جهان را تجربه کرده اند . !
یـ ـک آدمـ ـ
گر خلوت خاهی گزینی / سوی توالت رو
یـ ـک آدمـ ـ
چون عقربی افتاده در هاله آتشم
یـ ـک آدمـ ـ
از کامنت بازی خوشم میاد / بسیار بسیار