یـ ـک آدمـ ـ
از تصور یک تیغ خارج است / این همه درد کشیدن
یـ ـک آدمـ ـ
مثل گرگ از این واژه ها توبه کردم
یـ ـک آدمـ ـ
25 ام کافه رمنس دعوتم / بعد چند ماه میرم بچه ها رو ببینم / مرتضی مجتبی مه سا سارا سحر / آی دلتنگشونم آی خوبن اینا
یـ ـک آدمـ ـ
26 ام هم / فردای نمایشنامه خانی راهیه مشهدم / دلم گرفته میرم کمی خلوت کنم اونور / دووووووووووووووووووووووووووووووووور دور
یـ ـک آدمـ ـ
حتمن که نباید کوه و تیشه باشد / فرهادواره اینبار جان کندم ولی باز تو نیامدی
یـ ـک آدمـ ـ
وای وای وای محشره این دو بیت /// دردا که بود خاصیت این چشم ترم را / کز گریه ز روی تو ببندد نظرم را / دل بستگیم تازه به دام تو شد اکنون / کز سنگ جفا ریختهای بال و پرم را /// رشحه
یـ ـک آدمـ ـ
معلوم نیست اون چشما سرب داره / یا سرمه ؟
یـ ـک آدمـ ـ
من دستم از همه چی کوتاهه / شما چرا سیفون رو نمیکشید ؟ / شهر رو بوی گند ورداشته
یـ ـک آدمـ ـ
چه سود که درد هایم را بشمارم / تو که ریاضی نمی دانی
یـ ـک آدمـ ـ
امروز باید بیشتر از هر روز سکوت کرد /// 9 شهریور سالروز در گذشت فرهاد مهراد بززززرگ
یـ ـک آدمـ ـ
گاهی به همه قهوه های دنیا شک میکنم / ئه تو شما هم آبانی ؟!
یـ ـک آدمـ ـ
مدام درد می کشم و کش می دهم ناز را / تا به قدر چند واژه بیشتر باشی
یـ ـک آدمـ ـ
با هر اسمی دو بار میمیرم / دوسیب دوسیب