یـ ـک آدمـ ـ
بیست ساله که هر صبح با قلم دست دادم و سلام کردم / و شبا با کتاب ها خداحافظی کردم
یـ ـک آدمـ ـ
به وقت سوختن هم مثل سیگار باش / پر دود ِ پر دود
یـ ـک آدمـ ـ
چرا دروغ / اشکم با یه پست الان ریخت
یـ ـک آدمـ ـ
صدایم می آید ؟ نه ؟ / خب لاقل تو بیا
یـ ـک آدمـ ـ
وقتی مدام گریه میکنی و دستی نداری که جمعشون کنه
یـ ـک آدمـ ـ
به این همه تلخی فرهاد بودم / امان از روزی که شیرین شوی
یـ ـک آدمـ ـ
بهم میگه کاش اون روز گوشی رو میاوردم صدای ریه هات ُ میشنیدم / یه پروانه سوخته که دیگه صدایی نداره تا شنیده شه
یـ ـک آدمـ ـ
ای جان / میگه بیا بغلم / به نظرتون برم ؟
یـ ـک آدمـ ـ
طرز رفتن را عوض کن / تا این همه نمانی
یـ ـک آدمـ ـ
بازم باز نشر هاااا / اسمایلی غلط کردم اومدم اصن
یـ ـک آدمـ ـ
از تو چه پنهان / از لبان غنچه ها شرم دارم
یـ ـک آدمـ ـ
جای این همه سیگار و ناز / بیا کمی هم را به آغوش کشیم
یـ ـک آدمـ ـ
به دست تو دست رسید و به دست من تیغ / وای از این ساطور ها وای
یـ ـک آدمـ ـ
تا که خاستم آدم شوم / همه حوا ها سر از بستر پیدا کردند