یـ ـک آدمـ ـ
بند بند فقراتت و معراج من از تنت
یـ ـک آدمـ ـ
درد ها دیگر کشیدنی نیستند / کش می یابند
یـ ـک آدمـ ـ
فک کنم دکارت بود که میگفت / از کجا میدانید ، شاید ما خابیم و این یک رویاست // این وحشت ناک ترین جمله ای بود که تا به این لحظه خوندم
یـ ـک آدمـ ـ
رقصی می کنم / دیوانه به تماشای من بیا
یـ ـک آدمـ ـ
همه می دانستند دیگر باز نمی گردد / اما بازگشت / بی هیچ پلی در راه / او مسیر ِ مخفی ِ باد ها را می دانست /// سید علی صالحی
یـ ـک آدمـ ـ
به پای این در / چشمی از اشک و انتظار خشکاندم
یـ ـک آدمـ ـ
سلام / از پشت همه شیشه ها و پنجره ها / حتا مجازی
یـ ـک آدمـ ـ
دیریست که چون هاله همه دور تو گردم / چون بازشوم از سرت ای مه به نگاهی /// شهریار
یـ ـک آدمـ ـ
مرگ من سیبیل ُ نیگاااااا / میخامش + دیزی + بستنی با این سیبیل + پیشنهاد دوسِتان دوغ
یـ ـک آدمـ ـ
خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و تو
یـ ـک آدمـ ـ
این خوبه / وقتی توی باتلاق درد داری دست و پا میزنی / وقتی بریدی و خسته ای دیگه / وقتی فراری هستی از هست و بود / یکی زنگ بزنه بگه دارم میام با یه شیشه / بهش بگی بدو تو رو خدااا بدو / د ِلامسب برس
یـ ـک آدمـ ـ
سلااااام / امروز همراه دوسِتان در خانه هنرمندان بودیم / خیلی هم خوب بود
یـ ـک آدمـ ـ
سلام / به سردی همین بستنی که در دست دارم
یـ ـک آدمـ ـ
پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را / الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را /// سعدی