یـ ـک آدمـ ـ
من مسلمانم و نمازم را / در کلیسای داغ اندامت / مسخ ناقوس های آویزان / گوژپشتم که در نتردامت /// آذر
یـ ـک آدمـ ـ
حتا چشمهایش / حتا بزرگ علوی / حتا بیشتر از این ها
یـ ـک آدمـ ـ
تا باریکه راه انگشتانت / چون باد می دوم
یـ ـک آدمـ ـ
خاطره بازی / حتا با هوای کوچه تان
یـ ـک آدمـ ـ
هم نژاد صدام ، آن دست ها / دستور تجاوز داده بود
یـ ـک آدمـ ـ
ناز که نتوان کشید / آن چشم ها را که نتوان کشید / سیگار که نتوان کشید / به همین درد کشیدنم راضی ام
یـ ـک آدمـ ـ
تا تو برگردی / مرا این همه باریدن با خود خاهد برد
یـ ـک آدمـ ـ
حالا که باریدم / دست از تو بشویم یا چشم از نبودنت ؟
یـ ـک آدمـ ـ
گاهی باید گذشت کرد / از سر کوچه تان
یـ ـک آدمـ ـ
با این همه رفتن این دل را نلرزان / میترسم دست آخر بیافتی
یـ ـک آدمـ ـ
خوب انتظار می کشم / خوب انتزااااااااااااار میکشم