یـ ـک آدمـ ـ
تا نوبت مرگم / با همین واژه ها سرگرمم
یـ ـک آدمـ ـ
وقتی نیستی دلم چون اشک / هی می ریزد هی می ریزد
یـ ـک آدمـ ـ
گر ببارم باز نوح به کشتی می نازد ؟
یـ ـک آدمـ ـ
تکه تکه ایم / جرعه جرعه مست نکن
یـ ـک آدمـ ـ
درگیر مرگی که پایان ندارد
یـ ـک آدمـ ـ
جمع کن لشکر توفیق که تسخیر کنی
یـ ـک آدمـ ـ
این همه نبار / من پیامبر خوبی نیستم
یـ ـک آدمـ ـ
بازم یه تولد دیگه / بازم من پر از کلافگی که چی بخرم / تولد مامان
یـ ـک آدمـ ـ
آی دوست دارم این ُ / یه تیکه از یه شعر بلند از دوست عزیز تر از جانم / مه سا رهنما /// ... مگر نمیدانی ؟ آدم برفیها هرچه به بهار نزدیک تر میشوند بیشتر می میرند .
یـ ـک آدمـ ـ
خنک آن قماربازی که بباخت هرچه بودش / بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر /// حضرت مولانا
یـ ـک آدمـ ـ
باز نفهمیدند که مرده ایم / وقتی مدام بی هوا نوشتیم
تا مرگ یک شب خوابیدنو بیدار نشدن فاصله ست
13 سال و 2 ماه و 15 روز و 22 ساعت و 59 دقيقه قبلچرا مشکی شدی؟؟
13 سال و 2 ماه و 15 روز و 21 ساعت و 45 دقيقه قبلمدام بیداریم و بی دار
13 سال و 2 ماه و 15 روز و 3 ساعت و 2 دقيقه قبلبیشتر بهم میاد رفیق