یـ ـک آدمـ ـ
کولی گشته ام که از قافله اش به جا مانده است
یـ ـک آدمـ ـ
به قول مقامر / من آن عصر کاری کردم که نباید می کردم / من یک وینچستر را مسخره کردم "همین"
یـ ـک آدمـ ـ
من به تو / تو به من / "باید" سپرده شویم
یـ ـک آدمـ ـ
من به تو / تو به من / "باید" سپرده شویم
یـ ـک آدمـ ـ
چه فایده وقتی بفهمی تو برای این زمین خلق نشده ای ولی یک جبر بر ست میخ بکوبد
یـ ـک آدمـ ـ
درد را بکش / بار را بکش / قدم هایت را بکش / گونه هایی خیس را بکش / لکن سیگار را بیشتر بکش / کاف را زیر ضمه بخوابان / بکش
یـ ـک آدمـ ـ
نطفه این اطاق را خود خدا با اشک پیچیده است
یـ ـک آدمـ ـ
از من به فریدون مشیری : " روزگار غریبی است نازنین " واسه انتشار اشعارت توی دنبالر باید پول پرداخت کنم تا یه کروه واست بسازم / عوض اینکه ما بهت پول بدیم که داریم شعر هات ُ میخونیم ُ کپی پیست میکنیم دارن از ما ها واسه شعر هاتم پول میگیرن / شاملو راست میگه روزگار غریبی است نازنین / بخواب ُ توی گور بلرز وقتی صدای سیمای یه کشور بدون اجازه از میراث دارت شعر هات ُ توی تلویزیون پخش میکنه و هیچ هزینه ای نمیده عجیب نیست توی دنیای ِ مجازی هم واسه اینکه شعر هات ُ بزاریم ازت یا از ما ها پول بگیرن ...
یـ ـک آدمـ ـ
هه یادم رفت / ولی میدونم جمله خوبی بود
یـ ـک آدمـ ـ
هزار و یک شب / تکه های پازل تنهایی بود