یـ ـک آدمـ ـ
وای وای دیگه پشت ترافیک نمی مونیم / همه چراغا سبززززززز
یـ ـک آدمـ ـ
بیا / بیا باهم یک نخ ناز بکشیم
یـ ـک آدمـ ـ
سلام / با صدای رنگ ها سبز ها خرداد ها
یـ ـک آدمـ ـ
من به خواب نرفته ام / من به خود نرفته ام / مدام شبیه تو ام این روز ها
یـ ـک آدمـ ـ
مدام دوستت دارم / شاهد هم همین تک فشنگی است که سال ها برای تو کنار گذاشته ام
یـ ـک آدمـ ـ
انقد به نوشته ها و کلماتم گریه کردم / آخه هر بار که خوندم بد ترین نوشته های دنیا بودن
یـ ـک آدمـ ـ
من عاشقم گر بسوزم رواست / ترا گریه و سوز باری چراست ؟
یـ ـک آدمـ ـ
جای تیشه قلم دارم / ورژن جدید فرهادیسم
یـ ـک آدمـ ـ
سلام / یازده روز و یازده تاب ستان دیگر از این تابستان مان گذشت
یـ ـک آدمـ ـ
چه کنم با تویی که هم غریبی هم قریب ؟
یـ ـک آدمـ ـ
عیسی بودن به تو بیشتر می آید / مدام بر من دست بکش
یـ ـک آدمـ ـ
لباسای زیری که زیرم گرفتن
یـ ـک آدمـ ـ
مدام به خاب فرش ها می آید / رد پایت
تو چرا عزا گرفتی پس؟
13 سال و 3 ماه و 5 روز و 15 ساعت و 13 دقيقه قبل