یـ ـک آدمـ ـ
چرا وقتی ادم تنها میشه / غم و غصه اش قد یه دنیا میشه
یـ ـک آدمـ ـ
از همون آغاز خلقت هم / جهالت باعث سر خوشی و شادی شده بود / و تفکر باعث نابودی
یـ ـک آدمـ ـ
گوش کن مولانا چی میگه /// گیرم این خربندگان خود بار سرگین میکشند / این سواران باز میمانند از میدان چرا
یـ ـک آدمـ ـ
فالم را بگیر و جانم را / من از این حال بی کسی سیرم
یـ ـک آدمـ ـ
پیاده را چه به چوگان عشق و گوی مراد / که مات عرصه حسن تو شهسوارنند
یـ ـک آدمـ ـ
تعلیق / تعلیق / تعلیق / تعلیق رختت بر روی بند
یـ ـک آدمـ ـ
وهم از اعتراف / وقتی پای کلیسا و معبد وسط باشد
یـ ـک آدمـ ـ
به پریدن نمی ارزید / این پروانگی
یـ ـک آدمـ ـ
دست خودم نیست که هنوز زنده ام / قول میدهم روزی بمیرم و تو سر مزارم / قرارم / بیایی
یـ ـک آدمـ ـ
روز خوبی بود / نمایشگاه کتاب ُ چند کتاب خوب / اونقد واسه برگشتن و خوندشون عجله داشتم که واسه برگشتن تو نداشتم / علیرضا آذر / رسول پیره / سابیر هاکا / سید مهدی موسوی ///
یـ ـک آدمـ ـ
لهجه ات را غلاف کن ای عشق / زخمی ام از زبان نوک تیزت / شمس مولای بی کسی ها باش / بی خیال شکوه تبریزت /// علیرضا آذر / کتاب اسمش همین است
یـ ـک آدمـ ـ
بیت من را گرفته از خویشم / اولم شعر بوده عشق آخر / عشق یعنی تمام آدم ها / شعر یعنی علیرضا آذر // علیرضا آذر
یـ ـک آدمـ ـ
یکی بیاد ببینه پشت شقیقم چی وول میخوره
یـ ـک آدمـ ـ
من سراپا برای عشق ساخته شده ام / و دیگر کاری از من ساخته نیست / مرد ها مثل ... دور شمع گرد من پر پر می زنند / اگر آنها بال و پر خود را می سوزانند گناه من چیست ؟ /// چشمهایش / بزرگ علوی