مرد رهگذر
Darkness imprisoning me.. All that I see.. Absolute horror.. I can not live.. I can not die.. Trapped in myself.. Body, my holding cell... (Metallica)i
مرد رهگذر
... اسمش حتی در زمانی که هنوز بازنشسته نشده بود و گوش هاش می شنید، «سید شنوا» بود! و حالا وقتی حرف می زدند نمی شنید و وقتی داد می زدند، می گفت: «یواش، مگر من کرم؟»! ... (سمفونی مردگان)
مرد رهگذر
هنوزم.. وقتی منتظرتم.. دلم مثل سیر و سرکه می جوشه.. وقتی میای.. دلم هُری می ریزه...
مرد رهگذر
در باتلاق عشقت.. ذره ذره فرو می رود پایم.. ذره ذره رشد می کند تنم! ...
مرد رهگذر
نیم ساعت قبل: بیا شام بخور ... نیم ساعت بعد: بیاااااااااااااااااا شاااااام بخوررررررررر !
مرد رهگذر
Don't be afraid to be weak.. Don't be too proud to be strong.. Just look in to your heart my friend.. That will be the return to yourself.. The return to innocence...(Enigma)i
مرد رهگذر
... با دو دسته نمی شود بحث کرد: یکی «باسواد» یکی «بی سواد»! ... (سمفونی مردگان)
مرد رهگذر
خُنُک آن قماربازی که بباخت هر چه بودش .. و نماند هیچش الا هوس قمار دیگر! ...
مرد رهگذر
چشم هایت را که به من می دوزی.. بند دلم پاره می شود...