sanaz
( چطور میشود ...یک تابستان...یک غروب...یک ساحل...یک نگاه ...یک آغوش...بشود دنیای یک آدم؟ )
sanaz
کاش زنده به گور می شدم نه زنده به دور....!
sanaz
حظه لحظه بودنت
غمناک و شیرین است،
ای......
پرستوی مهاجر
سرزمینهای دور.
sanaz
بــه بـــــودن هـــا ، دیــــــر عـــادت کن ! و بــه نبـــــــودن هـا ، زود ! آدم هــــــا ، نـبودن را بهـتـــــر بلـدنـــد... !
sanaz
dostan khoshbashid .ta dorodi digar bedrood
sanaz
آن عاشق با احساس که در راه عشق تو جانش را فدا میکرد قربانی عذاب عشقت شد. من دیگر احساسی نسبت به تو ندارم ، خسته ام ، دیگر حوصله شنیدن حرفهایت را ندارم. روزی بود تو همه زندگی ام بودی، لحظه های شیرین من بودی ، حالا دیگر زندگی بی تو شیرین است و بی تو این قلب شکسته آرام آرام خواهد بود . برای با هم بودن دیگر دیر است ، مرا فراموش کن ، قلبم از تو دلگیر است
sanaz
اگه یه روز فرزندی داشته باشم ... بیشتر از هر اسباببازی دیگهای براش (بادکنک) میخرم بازی با بادکنک خیلی چیزا رو به بچه یاد میده : بهش یاد میده که باید بزرگ باشه اما سبک ،تا بتونه بالاتر بره بهش یاد میده که چیزای دوست داشتنی میتونن توی یه لحظه حتی بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مقصری از بین برن ! پس نباید زیاد بهشون وابسته بشه . و مهمتر از همه : بهش یاد میده که وقتی چیزی رو دوست داره نباید اونقدر بهش نزدیک بشه و بهش فشار بیاره که راه نفس کشیدنش رو ببنده ، چون ممکنه برای همیشه از دستش بده …
sanaz
کي گفته زمان طلاست؟ من مزه مزه اش کردم... زمان عين الکله... ثانيه ثانيه ميسوزونه ميره تو عمق وجودت... مست مست که شدي, ... ... ... چشاتو باز ميکني ميبيني عمرت گذشته و تو موندي و خماري از دست رفتن يک عمر..!
sanaz
كسی باور نمی كند لبخندش می توانست پلی باشد كه جمعه را به همه ی روزهای هفته پيوند بزند...
چیشده دم از ناراحتی میزنی
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 28 دقيقه قبلسلام
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 28 دقيقه قبلhi
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 22 ساعت و 17 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 10 ماه و 27 روز و 10 ساعت و 7 دقيقه قبل