sanaz
من صبورم..اما..به خدا دست خودم نیست..اگر می رنجم من به احساس تو ایمان دارم و به قلبم ...که تو را میخواهد فقط..این فاصله ها..سخت..مرا می کاهد دست من نیست..اگر گاه..چنین مینالم.. دلم اندازه ی دنیا تنگ است.. و تو از من ..به اندازه ی دنیا دوری.. دل من سخت..تورا میخواهد.. و تو هم باز..ازینجا دوری.. گله ای نیست..به میل خودم عاشق گشتم.. فقط ایکاش..تو احوال مرا می دیدی......
sanaz
بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست بی هر لحضه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق وسکوت تو جواب همه مسئله هاست
sanaz
کفشهایم که جفت میشود دلم هوای رفتن میکند
sanaz
اینجا ایران است بعضی از رانندگان اعتقاد دارند: جاده ناموس آدمه. نباید به هیچکس راه داد..
sanaz
خوب یادم است که فاصله خانه ات دو سه سیگار بود کنار هم اما حالا کام به کام دودش می کنم و نمی رسم
sanaz
تو نامحدودی پس نامحدود ببین و نامحدود بیندیش اما یادت باشه که توان تو محدود به حدودی است که خود ساخته ای
sanaz
دوست دارم شمع باشم تا که خود تنها بسوزم --- بر سر بالینت امشب از غم فردا بسوزم دوست دارم هاله باشم تا ببوسم روی ماهت --- تا شوم پروانه از شوق تو بی پروا بسوزم دوست دارم ماه باشم تا سحر بیدار باشم --- تا چو مشعل بر سر راهت در این صحرا بسوزم دوست دارم خار باشم دامن وصلت بگیرم --- تا ز مهر آتشینت ای گل زهرا بسوزم دوست دارم خادمت باشم کنم دربانی ات را --- جان نهم در بوته ی عشقت شها یک جا بسوزم دوست دارم کام عطشان تو را سیراب سازم --- گر چه خود از تشنه کامی بر لب دریا بسوزم
sanaz
گاهی نیاز است دکتر به جای یک مشت قرص برایت "فریـــــاد" تجویز کند
sanaz
خودت باش ، کسی هم خوشش نیومد ... به جهنم که نیومد ! اینجا مجسمه سازی ......نیست ...!
sanaz
میشه مثل یه قطره اشک بعضیا رو از چشمت بندازی .... ولی هیچ وقت نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری که با رفتن بازیا از چشمت جاری میشه
sanaz
بی رحم ترین پــــدر تویی "آدم"! ببین، نظاره كن! فقط بخاط اینكه سیبی گاز بزنی، تمام فرزندانت را گرسنه شادی گذاشتی؟! تو بـــدتریــن پــدری"آدم"! بنـــگر، نظاره كن! قرن هاست فرزندانت در حسرت یكبار گاز زدن به شادی، و یك لقمه عشق مانده اند...! تـــو با فرزندانت بد كــــردی پـــــدر......
sanaz
دلتنگـی ... پیچیــده نیســت ... یک دل ...یک آسمان ...یــک بغــض و ... آرزوهــای تـَـرک خـورده ...! به همین ســادگـی ....
چیشده دم از ناراحتی میزنی
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 1 ساعت و 38 دقيقه قبلسلام
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 1 ساعت و 38 دقيقه قبلhi
13 سال و 11 ماه و 2 روز و 23 ساعت و 28 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 10 ماه و 23 روز و 11 ساعت و 17 دقيقه قبل