sanaz
بزرگترین آرزوی اونایی که کارتون کارآگاه کجت رو میدیدن این بود که قیافه ی اونی که گربه رو ناز میکرد رو ببینن!!!
sanaz
من صبورم اما... به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم اگر شادی زیبای تو رابه غم غربت چشمان خودم میبندم تو نمی دانی چقدر با همه ی عاشقی ام محزونم و به یاد همه ی خاطرهات مثل یک شبنم افتاده به خاک مغمونم من صبورم اما... بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم بی دلیل از همه تیرگی تلخ غروب و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند میترسم من صبورم اما... این بغض گران صبر نمی داند چیست!!!
sanaz
گاهی دلم تنگ میشود برای خودم گاهی فاصله میگیرم از خویش اخر میدانی...دلتنگی من از نوع دوری بین ما نیست دوری من است از من خود من در خاک است خاکبــــازی میکند ومن در خــلوت خویش خاطــــره بازی دلتنگی من دروغ نیست دروغ دلتنگی من است درست مثل دلتنگی های کودکی ام...
sanaz
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند ستایش کردم ، گفتند خرافات است عاشق شدم ، گفتند دروغ است گریستم ، گفتند بهانه است خندیدم ، گفتند دیوانه است دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم
sanaz
“مشغول دل” باش , نه”دل مشغول”
sanaz
از سبیل هـای از بنا گوش در رفتـه تـا ابرو های برداشتـه مردان ما چـه راه سختی پیموده انـد!
sanaz
از انتهای خیالت تا هر کجا که بروی ، بازهم بهم میرسیم ، زمین بیهوده گرد نیست !
sanaz
شیشه ی پنجره را باران شست از دل من اما چه کسی نقش تورا خواهد شست…؟ چه بگویم با تو؟ دلم از سنگ که نیست گریه در خلوت دل ننگ که نیست چه بگویم با تو؟ ... که سحرگه دل من باز از دست تو ای رفته ز دست سخت در سینه به تنگ آمده بود
sanaz
دلَـــــم یکـــــ کــوچــــه میخـــــواهَــــد بـــی بــــن بَستــــ . . . وَ بــــارانـــی نَــــم نَــــم . . . وَ یکـــــ خـــــدا ، کـــــه کَــــمی بــــا هَــــم راه بــــرَویـــــم !! هَـمـیــ ـن ...
sanaz
وقتی که وفا قصه ی برف به تابستان است و محبت گل نایابیست ، به چه کسی باید گفت : با تو خوشبخت ترین انسانم ؟
sanaz
ای همیشه قصه ی تو باورم در هر مسیری سبز شو مثل یه گل جاری باش مثل یه رود سودای رهایی!!! آغاز یه تصویر! من منتظر تو در دهکده ی تنهایی اما به گمانم تو فقط در باورم هست ، که می آیی!؟
sanaz
سلام به دوستدارم به من بگو دوستت دارم را کجا بنویسم که ماندگار باشد؟ روی تن شبنم؟ اگر از شاخه چکید چه؟ روی لبخند گلبرگ؟ با زمستان چه کنم؟ روی بستر ساحل؟ پس چگونه جلوی رقص موج را بگیرم؟ پس بهتر آنست که در لحظه لحظه ی دلتنگی هایم دوستت دارم را زمزمه کنم، چرا که همیشه دلتنگ توام باش تا همیشه
چیشده دم از ناراحتی میزنی
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 2 ساعت و 31 دقيقه قبلسلام
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 2 ساعت و 31 دقيقه قبلhi
13 سال و 11 ماه و 3 روز و 21 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 10 ماه و 23 روز و 12 ساعت و 10 دقيقه قبل