دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

sanaz

delboridam ke nabandam del be tekrare jodayiiii درباره »
sanaz
زن - مجرد
امتیاز: 1325

دنبال‌شدگان

(99 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(494 کاربر)

گروه‌ها

(10 گروه)

بازدید

sanaz
sanaz

زمانی فراموشت میکنم که بالای سنگ قبرم با افسوس بگویی: کاش زنده بودی...

sanaz
sanaz

بزرگترین آرزوی اونایی که کارتون کارآگاه کجت رو میدیدن این بود که قیافه ی اونی که گربه رو ناز میکرد رو ببینن!!!

sanaz
sanaz

من صبورم اما... به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم اگر شادی زیبای تو رابه غم غربت چشمان خودم میبندم تو نمی دانی چقدر با همه ی عاشقی ام محزونم و به یاد همه ی خاطرهات مثل یک شبنم افتاده به خاک مغمونم من صبورم اما... بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم بی دلیل از همه تیرگی تلخ غروب و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند میترسم من صبورم اما... این بغض گران صبر نمی داند چیست!!!

sanaz
sanaz

گاهی دلم تنگ میشود برای خودم گاهی فاصله میگیرم از خویش اخر میدانی...دلتنگی من از نوع دوری بین ما نیست دوری من است از من خود من در خاک است خاکبــــازی میکند ومن در خــلوت خویش خاطــــره بازی دلتنگی من دروغ نیست دروغ دلتنگی من است درست مثل دلتنگی های کودکی ام...

sanaz
sanaz

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند ستایش کردم ، گفتند خرافات است عاشق شدم ، گفتند دروغ است گریستم ، گفتند بهانه است خندیدم ، گفتند دیوانه است دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم

sanaz
sanaz

ای کاش میدانستم، ای کاش میدانستم پس از مرگم اولین قطره ی اشک را چه کسی برایم میریزد و آخرین کس که مرا فراموش میکند کیست

sanaz
sanaz

“مشغول دل” باش , نه”دل مشغول”

sanaz
sanaz

از سبیل هـای از بنا گوش در رفتـه تـا ابرو های برداشتـه مردان ما چـه راه سختی پیموده انـد!

sanaz
sanaz

از انتهای خیالت تا هر کجا که بروی ، بازهم بهم میرسیم ، زمین بیهوده گرد نیست !

sanaz
sanaz

شیشه ی پنجره را باران شست از دل من اما چه کسی نقش تورا خواهد شست…؟ چه بگویم با تو؟ دلم از سنگ که نیست گریه در خلوت دل ننگ که نیست چه بگویم با تو؟ ... که سحرگه دل من باز از دست تو ای رفته ز دست سخت در سینه به تنگ آمده بود

sanaz
sanaz

دلَـــــم یکـــــ کــوچــــه میخـــــواهَــــد بـــی بــــن بَستــــ . . . وَ بــــارانـــی نَــــم نَــــم . . . وَ یکـــــ خـــــدا ، کـــــه کَــــمی بــــا هَــــم راه بــــرَویـــــم !! هَـمـیــ ـن ...

sanaz
sanaz

وقتی که وفا قصه ی برف به تابستان است و محبت گل نایابیست ، به چه کسی باید گفت : با تو خوشبخت ترین انسانم ؟

sanaz
sanaz

ای همیشه قصه ی تو باورم در هر مسیری سبز شو مثل یه گل جاری باش مثل یه رود سودای رهایی!!! آغاز یه تصویر! من منتظر تو در دهکده ی تنهایی اما به گمانم تو فقط در باورم هست ، که می آیی!؟

sanaz
sanaz

سلام به دوستدارم به من بگو دوستت دارم را کجا بنویسم که ماندگار باشد؟ روی تن شبنم؟ اگر از شاخه چکید چه؟ روی لبخند گلبرگ؟ با زمستان چه کنم؟ روی بستر ساحل؟ پس چگونه جلوی رقص موج را بگیرم؟ پس بهتر آنست که در لحظه لحظه ی دلتنگی هایم دوستت دارم را زمزمه کنم، چرا که همیشه دلتنگ توام باش تا همیشه

sanaz
sanaz

به این که راحت دروغ می گی ، عادت کردم ! ولی ... دلم می سوزه وقتی برای اثبات دروغت... می گی به جون تو دوستت دارم

sanaz
sanaz

سهراب : گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی..... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی..... گفتی زبر باران باید رفت رفتم ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده

این ارسال را بازنشر کرده است.