abisefid(امیر)
باز باران! نه نگویید با ترانه! می سرایم جور دیگر این ترانه : باز باران بی ترانه دانه دانه میخورد بر بام خانه یادم آید روز باران....: پا به پای بغض سنگین تلخ و غمگین دل شکسته اشک ریزان عاشقی سر خورده بودم میدریدم قلب خود را دور میگشتی تو از من با دو چشم خیس و گریان...
abisefid(امیر)
رفتن بهانه نمیخواهد بهانه ماندن که تمام شدکا[!]ت...دعای باران چرا؟دعای عشق بخوان...این روزهادلهاتشنه ترندتازمین..!خدایا کمی عشق ببار
abisefid(امیر)
این روزها یا به تو می اندیشم یا به این می اندیشم که چرا؟ به تو می اندیشم …
abisefid(امیر)
نفست چقدر شبیه مردمک چشمم دودو ... می زند ترسیده ای ؟ خسته ای شبیه خودم؟ و هراسان شبیه ثانیه ها سنگین مثل دقیقه ها وساعتها را... راستی قولهایت را به چه قیمت به عبور زمان فروخته ای؟ من هنوز کنار رد پای گذشته ایستاده ام خودم را به خواب نبودنت می زنم
abisefid(امیر)
به زخمهایم مى نگرى؟ درد ندارند دیگر... روزى كه رفتى، مرگ تمام دردهایم را با خودش برد مرده ها درد نمیكشند، حرف آخرم این است برنگرد ؛ دیگر زنده ام نكن!!!