abisefid(امیر)
من که آسمون نخواستم تو فقط بالمو نشکن هر چی دادی و ندادی آخرش گرفتی از من برو با خیال راحت من تو رو نمیشناسم این فراموشی گرفتن دیگه عادت شده واسم دل من تنگه عزیزم دل من تنگه عزیزم این جدایی با تفاهم بهتر از جنگ عزیزم
abisefid(امیر)
به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش ، اما بچه اش خجالت میکشه به دوستاش بگه این پدرمه ·
abisefid(امیر)
الا ای برف! چه می باری بر این دنیای ناپاکی؟ بر این دنیا که هر جایش رد پا از خبیثی است ، مبار ای برف! تو روح آسمان همراه خود داری تو پیوندی میان عشق و پروازی تو را حیف است باریدن به ایوان سیاهیها تو که فصل سپیدی را سرآغازی مبار ای برف...!
abisefid(امیر)
بودن و نبودنت هم خوب است! اینها اگر نباشد کِی از نبودنت بمیرم و کجا برای باز دوباره بودنت پر پر بزنم؟! بگذار زندگیم همین قدر غیرعادی باشد من همه این ها را دوست دارم