abisefid(امیر)
وقتی قرار باشه فراموش بشی میشی حالا هی بیا خودتو بکن توو چشم طرف بابا نمیبینت بفهم!
abisefid(امیر)
بـعضـی شبا بـا اینکـه هـوس هم آغوشی میکـنم و از شهـوت بـه خـودم مـیپیچـم ... ... ولی خوشحالـم. . . مثـل ملکـه ی زنبـورا بـه بـهــانـه ی عـسل هر شب کنار دیگری نـمیخـوابـم . . .
abisefid(امیر)
برای اینکه هنوز به تو فکر میکنم هنوز نگرانت میشوم هنوز دلتنگت میشوم و هنوز دوستت دارم از خودم متنفرم !
abisefid(امیر)
یک وقتایی در زندگی می رسه که باید دستت رو بزنی زیر چونت و جریان زندگیت رو فقط تماشا کنی... بعدشم بگی به درک!!
abisefid(امیر)
گرگ ها هرگز گریه نمی کنند اما گاهی آنچنان دلتنگ می شوند که بر فراز بلند ترین کوه ها می روند و دردناک ترین زوزه ها را می کشند
abisefid(امیر)
دلم می خواهد زندگی ام را موقتا بـدهـم دست یک آدم دیگر بـگویــــم "تـو بـازی کن تــا من برگـــردم" ....فقط .... نــســــوزیـــها....
abisefid(امیر)
می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست آنچـــــنان که تارو پود قلب من از هــــم گسست می روم با زخم هـــــایی مانده از یک سال سرد آن همه برفی که آمـــــد آشـــــــیانم را شکست می روم اما نگویــــــــی بی وفــــــا بود و نمــــاند از هجوم سایه هــــا دیگر نگــــــاهم خسته است راســــــتی : یادت بمــــــــاند از گـناه چشم تو تاول غــــــربت به روی باغ احســــــاسم نشست طـــــــرح ویران کـــردنم اما عجیب و ســــــاده بود روی جلد خاطــــراتم دست طوفــــــان نقش بست
abisefid(امیر)
تو به افتادن من در خیابان خندیدی و من تمام حواسم به مردم شهر بود که عاشق خنده هایت نشوند...
abisefid(امیر)
فـِـکر کردن به مـَـن ِ عادتـــ تــ ــو بــود ترک عادتـــ کـردی و به هــمه ثابتــ کــردی ترک عادتــ موجــبِ مــَـرض نیستـ ...............
abisefid(امیر)
گاهی بیش از تصور دلم تنگ دستانت تنگ نگاهت میشود گاهی دلتنگی را گم می کنم ومیخندم آنقدرمیخندم که میان خنده گریه ام می گیرد
اره واقعا..........کاش میشد بخواد ببینه
14 سال و 9 ماه و 10 روز و 20 ساعت قبلکاشکی
14 سال و 9 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 57 دقيقه قبلمیگن کاشکیو کاشتن سبز نشد
14 سال و 9 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 55 دقيقه قبلواسه همینه هنوزم از بین نرفته
14 سال و 9 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 53 دقيقه قبل