abisefid(امیر)
به خاطر بياورى که آنهايى که هر روز ميبينى و مراوده ميکنى ، همه انسان هستند و داراى خصوصيات يک انسان، با نقابى متفاوت، اما همگى جايزالخطا. نامت را انسانى باهوش بگذار ، اگر انسانها را از پشت نقابهاى متفاوتشان شناختى ، و يادت باشد که اينها رموز بهتر زيستن هستند. (مهاتما گاندی)
abisefid(امیر)
هوا دلگیر٫درها بسته٫ سرها در گریبان دستها پنهان٫ نفسها از دلها خسته و غمگین درختان اسکلت های بلور آگین زمین دلمرده ٫سقف آسمان کوتاه غبار آلوده مهر و ماه زمستان است زمستان است ......
abisefid(امیر)
یه مدته وقتی شبا می خوابی بیدار می مونم واسه لمس دستات ساعت دیواری اگه بزاره گوش میدم به آروم نفس هات یه مدته وقتی شبا می خوابی بیدار می مونم تا ببینمت خوب یه دل سیر ببوسمت نفهمی آروم تر بخوابی نازه محبوب یه مدته وقتی شبا می خوابی هوای کوچه دلــــــــــــــــم آبیه تمامه حجمه بسته اتاقم غرقه سکوته غرقه خوشحالیه.....
abisefid(امیر)
اشتیاقی که به دیداره تودارد دل من.......دل من داندو من دانم دل داند ومن!
abisefid(امیر)
روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند / همه از دوست فقط چشم و دهن ميخواهند / ديو هستند ولي مثل پري ميپوشند / گرگهايي كه لباس پدري ميپوشند / آنچه ديدند به مقياس نظر ميسنجند / عشق را همه با دور كمر ميسنجند / خب طبيعي ست كه يك روزه به پايان برسد / عشقهايي كه سر پيچ خيابان برسد................
abisefid(امیر)
می نویسم باران ! می نویسم سرما ! می نویسم غم و اندوه و نفس ! می نویسم احساس ، تا بدانی دل من بی تو گلم میمیرد و بدان دل سرد است و کمی بارانی ، غم سراسر دل من پر کرده ، کاش اینجا بودی .
abisefid(امیر)
تو را یکبار دیدم در شبی سرد و زمستانی به سویم آمدی آهسته ، با تردید ، و از تنهائیت با من سخن گفتی خیابان های باران خورده هم آن شب گواه صادق احساس ما بودند ولی اکنون از آن شبها چه باقی مانده آیا جز غم و تنهایی و حسرت تو را یکبار دیدم در شبی سرد و زمستانی ولی گویی برای من برای`پسر غمگین شهر تو تمام فصل ها فصل زمستان است و میترسم همیشه این چنین باشد
abisefid(امیر)
من بودم; تو و یک عالمه حرف… و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!!! کاش بودی و می فهمیدی وقت دلتنگی یک آه چقدر وزن دارد…
abisefid(امیر)
یه وقتایی هست میبینی فقط خودتی و خودت ... ! دوســـت داری ، همـــدرد نداری .. خانـــواده داری ، حمــــایت نداری .. عشــق داری ، تکـــیه گاه نداری .. مثل همیشه ؛ هــمه چی داری و هــیچی نداری..
abisefid(امیر)
کاش میدانستی دنیای من در... لبخندهای تو... لمس کردن احساست... گرفتن دستانت... خلاصه می شود... به همین سادگی برای تمام لحظه های بامن نبودنت دلتنگی می کنم...
abisefid(امیر)
طرف چپ پيراهن هايم ، مدتى است تير ميكشد ، چه پيراهن هاى عجيبى ، حتى وقتى تنم نيستند ، طرف چپ سينه ام تير ميكشد!!!
abisefid(امیر)
دلم تنگ است این شب ها یقین دارم که میدانی، صدای غربت من را از احساسم تو میخوانی، شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین، بیا ای ابر پر باران که دردم را تو میدانی.