abisefid(امیر)
خدایا! کسی را که قسمت دیگریست سر راهمان قرار مده تا شبهای دلتنگیش برای ما باشد و روزهای خوشیش برای دیگری!
abisefid(امیر)
دلم خوش بود که یارم با وفا بود / کمی از زندگیش از آن ما بود ولی افسوس که فکر ما غلط بود / که زنگ تفریحش احساس ما بود . . .
abisefid(امیر)
عقب تر برو بگذار بی تو نفس کشیدن را، تجربه کنم خوب میدانم ، مادام که نباشی هوا بی منطق نفس گیر میشود برایم...!
abisefid(امیر)
بـــِینـ رگبآر بــی رَحمـانهـ ی وآژهـ هآ گـیر اُفتـ ـادَمـْ ... زَخــمـی اَمـْ کردَنــد ... اِحـ-ـسآسَمــْ رآ کُشتنــد ... قلبمـْ رآ بهـ خونــْ کشیـدنـد ... وجـ ـودمـْ رآ بـهـ آتشـْ کشیــدنـد ... وَ بَــــعد اَز ویــرآنــی کـامِلمـْ .... دَر سُکـ ـوتـــِ کآمــِلــ بهـ صُــلحــ رســیدنـد ... وَ حــالا منــْ مآندهـ اَمـْ وَ روحـــی زَخــمی اَز هُجــومـِ وآژهـ هـا ....
abisefid(امیر)
فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو که بشر را اينقدر دوست داري غم را چرا آفريدي؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من که خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد...
abisefid(امیر)
درسکوت دادگاه سرنوشت عشق حکم سنگینی برمانوشت گفته شددلدارها ازهم جدا وای براین حکم واین قانون زشت
abisefid(امیر)
ثانیه های انتظار پشت چراغ قرمز را تاب بیاور، شاید که دارند آرزوی کودکی دست فروش را برای یک دقیقه کاسبی بیشتر برآورده می سازند........
abisefid(امیر)
می گفت: به حساب خیال بافی ام نگذار! اما ستاره ای دارم در تیره ترین شبها! و فقط می خواستم که بدانی! می شود حتی دل خوش کرد! به چراغهای کوچک یک هواپیما !!! به او گفتم: سلام مرا به ستاره ات برسان ، به او بگو! من هیچ ستاره ای ندارم! و دل خوشم به انبوه ستارگانی که در شب تاریک از چشمانم جاریست. و به انتظار ستاره زندگیم! نسیم عشق را در سحرگاه خلوتم چشم به راهم!!
abisefid(امیر)
هنوز بر لب سرخ تو رد لبخند است/ بخند چون که برای دلم خوشایند است/ چقدر جاذبه دارد نگاه گیرایت/ هنوز عکس نگاهت به قاب دل بند است................
abisefid(امیر)
مـــــــــــن برای خـــــودم مینویسم، تــــــــــــو برای خودتـــــــــــــ بخوان. مـــــــــــن حرف دلــــم را مینویسم، تــــــــــــو حرف دلــــت را بخوان. مـــــــــــن برای تــــــــو مینویسم، تــــــــــــو برای معشوقه ات بـــــخوان حـــــــــسابـــــــــــــــــ..بــــی حسابـــــــــــــــــــــــ
abisefid(امیر)
چه کسي مي داند که تو در پيله تنهايي خود تنهايي؟ چه کسي مي داند که تو در حسرت يک روزنه در فردايي ؟ پيله ات را بگشا ، تو به اندازه يک پروانه زيبايي دلم را هاله ي مهتاب كردم....صداي لحظه ها را خواب كردم....به ياد چشمهايت نازنينم....تمام آسمان را قاب كردم