abisefid(امیر)
ای کـــاش دلـــم اســیـــر و بــیـمار نبود در بـــنـــد نــــگاه او گــــرفــتــار نــبـود من عاشق واو زعشق من بی خـبر است ای کــاش دل و دلــبــــر و دلـــدار نـبود........
abisefid(امیر)
یه روز از این روزا. قلبتو پابه پا . با خودم میبرم به شهر قصه ها.اونجا که تو شباش ستاره روشنه. دلهای عاشق از دوری نمیشکنه........
abisefid(امیر)
چه ساده لوحانه ... بال بال زدن هایت میان بازوانم را باور کرده بودم نمی دانستم ... تمرین ِ پریدن به هوای دیگری ست!
abisefid(امیر)
می دانم... یکی از آن روزهای مبهم دور وقتی جلوی تلویزیون روی کاناپه لم داده ای و بچه ها از سرو کولت بالا می روند درست همان لحظه که قرار است احساس کنی خوشبخت ترینی ناگهان... یاد من به قلبت ات چنگ می زند..
abisefid(امیر)
آیا در این دنیا کسی هست بفهمد که در این لحظه چه می کشم ؟ چه حالی دارم؟ چقدر زنده نبودن خوب است ، خوب خوب خوب
abisefid(امیر)
من که شـــــاعر نبودم ... کلمات و واژه هایم کنار هم قرار نمی گرفتند ؛. همگی با هم غـریبه بودند . حالا دیگــــر خوب از تو یاد گرفته اند با هر غريبه اي خوابيدن را ...........
abisefid(امیر)
هر غروب در افق پدیدار میشوی در دورترین فاصلهها آنجا که آسمان و زمین به هم میرسند، من نامت را فریاد میزنم و آهسته میگویم: “دوستت دارم" اما واژه هایم در هیاهو گم میشود و صدایم به تو نمیرسد نگاهت میکنم میخواهم چشمانم به تو بگویند “دوستت دارم” اما نگاهم در غبار گم میشود و هرگز به تو نمیرسد...
abisefid(امیر)
درس منطق دانشجويی پس از آنكه در درس منطق نمره نياورد، به استادش پیغام زد که: "استاد، شما واقعا چيزی در مورد موضوع اين درس می دانيد؟" ... استاد در جواب گفت: "بله حتما، در غير اينصورت نمی توانستم يك استاد باشم." دانشجو در ادامه نوشت: "بسيار خوب، من مايلم از شما يك سوال بپرسم. اگر جواب صحيح داديد، من نمره ام را قبول می كنم. در غير اينصورت، از شما می خواهم به من نمره ی قبولی بدهيد." ... ... استاد قبول كرد و دانشجو پرسيد: "آن چيست كه قانونی است ولی منطقی نيست، منطقی است ولی قانونی نيست، و نه قانونی است و نه منطقی؟" استاد پس از تامل طولانی نتوانست جواب بدهد و مجبور شد نمره ی قبولی درس را به دانشجو بدهد. بعد از مدتی، استاد با شاگردش تلفنی تماس گرفت و جواب سوال را پرسيد و شاگرد بلافاصله جواب داد: "استاد شما 63 سال داريد و با يك خانم 30 ساله ازدواج كرده ايد كه البته قانونی است ولی منطقی نيست. همسر شما يك معشوق 25 ساله دارد كه منطقی است ولی قانونی نيست؛ و اين حقيقت كه شما به معشوق همسرتان نمره ی قبولی داديد در صورتی كه بايد آن درس را رد می شد نه قانونی است و نه منطقی."
abisefid(امیر)
این دین ساده من است....... نیازی به مرجع تقلید ندارد. نیازی به فلسفه های بغرنج ندارد. دین من عقل من است و مرجع آن مهربانی......(دالایی لاما)
abisefid(امیر)
خواب من سنگین است! اگر هم نباشد قول میدهم سنگین بخوابم! شبها که خواب هستم! پنهانی به اتاقم بیا! فقط میخواهم چیزی از خود جا بگذاری! تار مویی بر بالشتم! عطر تنت! شاید هم جای بوسه ای بر لبانم ! ..........