abisefid(امیر)
پزشکان اصطلاحاتی دارند که ما نمی فهمیم ... ما دردهایی داریم که آنها نمی فهمند ... نفهمی بد دردیست ؛ خوش به حال دام پزشکان ... " حسین پناهی "
abisefid(امیر)
شايد يه كسي شب ها براي اينكه خواب تورو ببينه به خدا التماس مي كنه ، شايد يه كسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه ، مطمئن باش يه كسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشك مي خوابه ، ولي تو اون رو نمي بيني!
abisefid(امیر)
میشنوی؟ بعد از اینکه تو دلم را صدا زدی لحظه به لحظه دارد پاسخت را میدهد..
abisefid(امیر)
برایم گوش باش... چـقــدر سـخـتــ اسـتــ کهـ لبـــریــز باشـی از گفتــن ولــی ... در هـیــچ ســـویـتـــ مـحــرمـی نبـــاشــد ... !!!
abisefid(امیر)
هی میپرسی: در چه حالی؟ و نمیدانی که خانهء افکار من حال ندارد یک اتاق کوچک دارد که بی تو به زندان شبیه تر است
abisefid(امیر)
ای کاش که کاشانه ی من زیر پرت بود..... ای کاش دمی از سر کویم گذرت بود.... من مرغ اسیرم که ندارم پر پرواز... ای کاش که از حال دل من خبرت بود ..
abisefid(امیر)
چه میخواهی بشنوی؟ بی فایدست!... من سکوت را ترجیح میدهم! خاموشی .... و لبخند..... تمام فریاد من اینست
abisefid(امیر)
تا کی در شعرهای من به دنبال خودت هستی یک بار هم در شعرهای من به دنبال خود من باش.....
abisefid(امیر)
بزرگترین افــســوس آدمی آن است که حس میکند میخواهد اما نمیتواند…….و به یاد می آورد زمانی را که می توانست اما…….نــخــواســت
abisefid(امیر)
قول داده ام... گاهـــــــی هر از گاهـــــی فانـــــوس یادت را میان این کوچه های بی چراغ و بی چلچلـــــــه، روشن کنم خیالت راحــــــت! من همان منـــــم؛ هنوز هم در ین شبهای بی خواب و بی خاطـــــره میان این کوچه های تاریک پرسه میزنم اما به هیچ ستارهی دیگری سلام نخواهــــــم کرد..
abisefid(امیر)
باز باران! نه نگویید با ترانه! می سرایم جور دیگر این ترانه : باز باران بی ترانه دانه دانه میخورد بر بام خانه یادم آید روز باران....: پا به پای بغض سنگین تلخ و غمگین دل شکسته اشک ریزان عاشقی سر خورده بودم میدریدم قلب خود را دور میگشتی تو از من با دو چشم خیس و گریان...
abisefid(امیر)
این روزها یا به تو می اندیشم یا به این می اندیشم که چرا؟ به تو می اندیشم …
abisefid(امیر)
نفست چقدر شبیه مردمک چشمم دودو ... می زند ترسیده ای ؟ خسته ای شبیه خودم؟ و هراسان شبیه ثانیه ها سنگین مثل دقیقه ها وساعتها را... راستی قولهایت را به چه قیمت به عبور زمان فروخته ای؟ من هنوز کنار رد پای گذشته ایستاده ام خودم را به خواب نبودنت می زنم