هر چی بزرگ و بزرگتر میشیم #اشتباهاتی که مرتکب میشیم کمتر اما #بزرگتر میشن و گاهی اوقات خطرناک تر، اشتباه کردن بد نیست برا همه پیش میاد مهم اینه که قدرت اینو داشته باشیم که بگیم: #من-اشتباه-کردم " که خب من یکی کمتر دیدم آدمی که به راحتی بگه من اشتباه کردم، بعضی وقتا یه #لشکر آدم جمع میشن تا به یه نفر بفهمونن اشتباه کرده و اشتباه خودشو قبول کنه!!!!!اما متاسفانه بازم نمیگه!!!! همیشه #زمین و زمان و در و دیوار و این و اون #مقصرن هیچوقت من مقصر صد در صد نیستم!!! اگه این حس من بی #خطا هستم نبود شاید خیلی از کدورت ها و دردها و مشکلات هم نبود! شاید #بخشیدن راحتر بود.
#اعتراف-میکنم همیشه آدما رو برعکس شناختم مثلا پیش خودم میگم از فلانی خوشم نمیاد اهل کلاس و . . . است اما وقتی باهاش هم صحبت میشم میفهمم بهتر از اون کسی نیست
پریشب من و آبجیم @نارمیلا داشتیم داداشمو اذیت میکردیم یعنی قلقلکش میدادیم! یهو داداشم گفت: نکنین که #دیاتیکم میگیره ها! من: خنگ اون #دیابت آبجیم: نه خنگا منظورش #دیالیزه داداشم: نه همون که #نصرت میگرفت!بگین چی بود؟! من و آبجیم: آهاااااااا #سیاتیک !!!!! اگه یه وقت دیدین از آمریکا اومدم دنبالر بدونین #مغز داداشمو دزدیدن من رفتم برشگردونم
آرزوی من اینه؛ #مامان-بابام دنبالر عضو شن برن پروفایلم و پستامو بخونن اونوقت مامانم اشک شوق ریزان بگه؛ دخترم من به تو افتخار میکنم که #کپی-پیست نمیکنی منو ببخش که بهت گیر میدادم و میگفتم نرو نت بابام هم بگه؛آفرین دخترمسربلندم کردی،از این به بعد هر چقدر خواستی اینترنت پرسرعت میگیرم برات من؛ کاشکی زودتر با دنبالر آشناتون کرده بودم و چه #رویای قشنگیست
الان یه خانومی رو دیدم کلی با هم حرف زدیمازم پرسید رشته ات چیه؟ گفتم؛آمار گفت رشته خیلی خوبیه حتی از مهندسی هم بهترهبازار کارشم خوبه و گفت پسر منم آمار میخونه ترم 8، و خودمم دبیر بازنشسته ریاضی هستمخیلی ذوق کردم که از رشتم تعریف کردچه خانم با کمالاتی بود
#دبستان که بودم خیلی شانس داشتمبرا هر چی که قرعه کشی میکردن اسمم فوری در می اومدیادمه تو دلم میگفتم الان اسم منو میخونن,فوری اسمم رو میخوندن مثلا مامور آبخوری,مامور بهداشت کلاس, مامور صندوقا موقع انتخاب شورای مدرسهاما #دبیرستان و #راهنمایی هر وقت قرار بود درس بپرسن شماره دفتر کلاسی میگفتنمنم معمولا 4 یا 10 یا #13 بودم وهمیشه دبیرا 41013 از شانس #دانشگام هم هیچی نگم بهتره
تو آشپزخونه بودم و همزمان با چند نفر هم حرف میزدم حرف اصلی در مورد این بود که هر ورودی جدیدی که میاد اتاق ما یه روزه میره دنبال یه اتاق دیگه دوستم میگفت معلوم نیست بوقی های بدبختو چکار میکنین که همه ازتون در فرارنو همینطور بالا سر قابلمه #غذا ایستاده بودم! یکی از بچه های اتاق کناری پرسید: خب این اسمش چیه؟! گفتم #سونا گفت: سونا؟! گفتم آره! گفت: خب این اسم محلیه؟ ینی معنی خاصی داره که به این غذا نسبت دادین!!! گفتم: تو غذا رو میگی؟! من فک کردم بوق اتاقمونو گفتی
#عادت دارم موقع گوش دادن به حرفای دوستام، نصیحتای #بابام و درس دادنای #استاد هر چند دقیقه یه بار سرمو به معنی تایید تکون بدم مثلا سر کلاس احتمال دو که کلا هیشکی هیچی نمی فهمه من هی سرمو تکون میدم بچه ها قشنگ اینطوری نگام میکنن میگن فهمیدی؟! میگم: نه
مـبـارکـا بـاشـی بـانـو :**
13 سال و 12 روز و 4 ساعت و 56 دقيقه قبلممنون عزیزم
همچنین شما
روزت مبارک
13 سال و 12 روز و 4 ساعت و 52 دقيقه قبل:**
13 سال و 12 روز و 4 ساعت و 46 دقيقه قبل