آفرینش
جیب هایم پر از خالیست*اولین جمله ای که بعد از دیدن پارادوکس یادم میاد*
آفرینش
اعتراف میکنم این روزا همه جا حرف از استقلاله حتی تو درس شیرین احتمال:-(امروز استاد از اول گفت استقلال دو متغییر استقلال استقلال:-|
آفرینش
توسط موبایل
امروز صبح که خوابیده بودم دیدم تخت داره میلرزه هر چی صبر میکنم ویبرش تموم نمیشه فک کردم این تخت بالایی داره حرکت میکنه:-)الان فهمیدم زلزله بوده اونم 6 ریشتر!!!!*اینم از مزیت های خوابگاست***
آفرینش
رفته بودیم کاشان و من تو ماشین داییم بودم که دایی نیز داشت تلفنی با بابا صحبت میکردن. در این حین دایی گفت که نه دیگه ما نمیایم شما خودتون برین یه سلام احوال پرسی بکنین و برگردین! حالا من گیج و متعجب و عصبی که اینا کجا رفتن منو نبردن! زنگ زدم به بابام میگم کجایین؟!؟!؟!:-(:-( میگه ما اومدیم خانه های تاریخی شمام بیاین! بله! اینم از دایی جان ما:-):-)
آفرینش
وقتی دلم برا خونه تنگ شده:-(
آفرینش
اعتراف میکنم هنوز اینجا احساس غریبی میکنم:-)
آفرینش
وقتی یه وقتایی تموم آرزوهات نمی تونه تو رو آروم نگه داره:-|
آفرینش
توسط موبایل
دیالوگ فیلم به کجا چنین شتابان: یونس: من می خوام آزاد باشم،میرم مهمونی بادوستام راحت باشم به دخترا دست بدم بخندم برقصم و. . . "نامزدش" مریم: آها،یعنی شما میگی ما که میریم مهمونی من با دوستای شما برقصم باهاشون دست بدم شمام با دوستای من برقصی بعدم شاد و خوش و خرم بیایم خونه نماز بخونیم؟؟!!!!!!! جمله بندیشو دقیق یادم نیست ولی کلا همینا بود:-)
آفرینش
توسط موبایل
خواب میدیدم که دارم تو دانشگاه قدم و تلفنی هم با خواهرم حرف میزنم:-|یهو صدای زنگ گوشیم اومد"حالا من با خودم میگم من که دارم حرف میزنن پس چه جوری گوشیم داره زنگ میخوره؟!مگه میشه؟اصلا داریم؟"که یهو از خواب پریدم و فهمیدم که دوستم داره زنگ میزنه و میگه زود باش که 8 امتحان داریم:-)حالا فک کن ساعت چنده؟؟نمی خواد فکر کنی،خودم میگم ساعت 7:45 بود که با سرعت نور آماده شدم و رفتم امتحان دادم و برگشتم اما امتحانمو خوب دادما:-):-)
آفرینش
توسط موبایل
مث اینکه همه بی هوش شدن :-)
آفرینش
وقتی منتظری یه خبری ازت بگیره....
مـبـارکـا بـاشـی بـانـو :**
13 سال و 13 روز و 4 ساعت و 16 دقيقه قبلممنون عزیزم
همچنین شما
روزت مبارک
13 سال و 13 روز و 4 ساعت و 12 دقيقه قبل:**
13 سال و 13 روز و 4 ساعت و 5 دقيقه قبل